راهنمای استفاده از فعل Take و ساختارهای متفاوت آن

قبلا درباره فعل Get و ساختارهای متفاوت آن توضیح داده‌ایم و یاد گرفتیم که بسیاری از فعل ها در زبان انگلیسی همراه با کلمات دیگر یا به صورت Phrasal Verb، معنی های متفاوتی پیدا می‌کنند.

در این نوشته می‌خواهیم بحث را با صحبت از فعل Take ادامه دهیم.

پس مقدمه را کوتاه کرده و می‌رویم سر اصل مطلب!

فعل Take به تنهایی به چه معنی است؟

فعل Take به تنهایی معنی‌های فراوانی داشته و اینکه کدام معنی مد نظر ما باشد، بستگی به این دارد که Take با چه کلمه‌ای همراه شود.

Take به صورت پیش فرض معنی “بردن چیزی یا کسی از جایی به جای دیگر” می‌دهد.

?Where is the car

.James took it

اما حالت های این فعل فراوانند:

Take Action

Take action یعنی تصمیم گرفتن و اجرایی کردن یک کار.

!It’s getting late, we need to take action soon

Take Time

Take Time به معنی صرف وقت برای انجام یک کار یا به زمان نیاز داشتن است.

.It takes a lot of time and money to finish this task successfully

!You shouldn’t do this in a hurry, take your time

راهنمای استفاده از فعل Take

Take a picture / photo

این معنا کاملا واضح است: عکس گرفتن.

Take a test / an exam

دقت کنید که Take a test به معنی امتحان دادن است نه امتحان گرفتن.

Take a class / a course

این یکی هم آسان است: کلاس گرفتن یا گذراندن یک کلاس یا دوره.

.I’m taking a course in medicine

Have what it takes

برای انجام هر کاری یا قبول هر مسئولیتی، باید توانایی های انجام آن کار را هم داشته باشید، اینطور نیست؟

در زبان انگلیسی اگر بگویید I have what it takes to یعنی شما توانایی و پتانسیل انجام یک کار را دارید.

?ِDo you think he has what it takes to manage a company

راهنمای استفاده از فعل Take

Take control / lead / charge / office

این معنی Take، “در اختیار گرفتن یا مسلط شدن به چیزی” است.

.The country’s economy has gotten better since the new president took office

Take drugs / medicie

وقتی بحث بر سر مصرف دارو باشد، حتما باید از Take استفاده کنیم. خیلی پیش می‌آید ببینیم که زبان آموزان درباره “قرص خوردن” از کلمه Eat استفاده می‌کنند، در حالی که واژه صحیح Take است.

?Do you take any special medicine

.I took a sleeping pill last night

راهنمای استفاده از فعل Take

Take a size

در هنگام خرید لباس یا کفش، ممکن است بشنوید که فروشنده از شما بپرسد:

?What size do you take

در جواب می‌توانید بگویید:

.I take large / size 42

Phrasal Verb های ساخته شده با فعل Take

Phrasal Verb ها فعل هایی هستند که با ترکیب فعل اصلی (در اینجا Take) و یک یا دو Preposition (مثل on یا in یا out) ساخته می‌شوند.

Take out

احتمالا خیلی از شما با غذای بیرون بر یا Takeout Food آشنا هستید. در اینجا Takeout به صورت اسم یا صفت به کار می‌رود.

معنی دیگر Take out، کاربرد به معنای واقعی کلمه آن است: بیرون آوردن چیزی.

.The pizza is finished cooking. Let’s take it out of the oven

Take out معنی اصطلاحی دیگری هم دارد: “کشتن یا از پا درآوردن دشمن”. شاید در فیلم های اکشن یا بازی های کامپیوتری این عبارت به گوشتان خورده باشد:

!The enemy tanks are coming. Let’s take them out

راهنمای استفاده از فعل Take

Take in

اولین معنی Take in، تو دادن پیراهن یا تی شرت داخل شلوار است!

.My shirt was a bit too long, so I decided to take it in

فکر کنید در خیابان در حال راه رفتن هستید و ناگهان بچه گربه‌ای گرسنه را در پیاده رو می‌بینید که در حال میو میو کردن است. دلتان به حال او سوخته و تصمیم می‌گیرید آن را همراه خود ببرید.

.The kitten was so cute, so I decided to take it in

توجه کنید که منظور از Take in این نیست که گربه را با خود به داخل خانه ببرید! البته احتمالش هست که این کار را انجام دهید اما به صورت کلی Take in یعنی به عهده گرفتن مسئولیت نگهداری از یک شخص یا یک حیوان (Adopt).

 

Take over

اولین معنای Take over، در اختیار گرفتن کنترل چیزی یا کسی است.

.John took over his rival company by buying 60 percent of its shares

.I think you’re too tired to drive. I’ll take it over from now

معنی دیگر Take over، سبقت گرفتن از ماشین های دیگر است.

.We were taken over by a lot of cars on the road

راهنمای استفاده از فعل Take

 

Take up

عبارت Take upبه معنی اشغال کردن فضا است.

.Don’t worry, my furniture doesn’t take up much space here

معنی دیگر، شروع یک فعالیت جدید یا یادگیری یک مهارت است.

.I took up Spanish last year

اگر بعد از این عبارت، with اضافه کنیم، می‌توانیم از آن به معنی “بحث کردن” استفاده کنیم.

.If you have a problem with learning, you can take it up with your teacher

Take after

عبارت Take after به معنای شبیه بودن به یه شخص دیگر (مخصوصا از نظر رفتار و شخصیت).

.He takes after his father. They are both pretty impatient

Take back

فعل Take back یک معنای Literal یا “به معنای واقعی کلمه” دارد که می‌شود “پس گرفتن”. همه ما چیزی که قرض داده باشیم را معمولا پس می‌گیریم!

.He had lent me 200 dollars last month, and took it all back yesterday

اما Take back معنای اصطلاحی دیگری هم دارد.

راهنمای استفاده از فعل Take

گاهی پیش می‌آید که به کسی چیزی می‌گوییم که او را ناراحت کرده و باید حرفمان را “پس بگیریم”. یا اینکه به شحصی قولی داده‌ایم اما نمی‌توانیم به آن عمل کنیم. این “پس گرفتن” هم در زبان انگلیسی به شکل Take back به کار می‌رود.

!What she said has hurt everyone’s feelings. She needs to take it back

Take off

اگر اهل مسافرت های هوایی هستید، حتما معنی Take off را می‌دانید. Take off به معنی بلند شدن هواپیما از روی باند فرودگاه است و گاهی به صورت غیر رسمی به معنی “زدن به چاک” هم به کار می‌رود.

.The plane to Dubai takes off at 6:30 this evening

Take off به معنی شروع سریع و موفقیت آمیز یک کار یا پروژه هم به کار می‌رود.

.Their business took off great at first, then problems started to appear one by one

 

Take on

این عبارت معمولا به معنی “پذیرفتن یک چالش” است، حتی اگر از قبل برای آن آماده نبوده و ندانید به خاطرش چه کار باید بکنید.

عبارت Take on وقتی که قرار باشد کسی را به مسابقه یا مبارزه بطلبید هم استفاده می‌شود.

.That idiot thinks he can bully everone here. I’ll take him on anytime he does something stupid 

Take on به معنی استخدام افراد (Employ) هم هست.

.Our company is taking on 50 new people this year

Take down

یکی از معنی های Take down، شکست دادن یا به زمین زدن (Knock down) شخص دیگری است.

!If I take him on, he will probably take me down. He’s much bigger than me

معنی دیگر Take down، نت برداشتن است.

.Please take down any questions you have so you can ask them once the lecture is finished

البته Take notes هم در اینجا صحیح است.

راهنمای استفاده از فعل Take

در این مطلب تلاش کردیم به مهم‌ترین ها بپردازیم.

شما چه کاربردهای دیگری برای Take می‌شناسید؟ جملات خود را همین پایین در قسمت نظرات بنویسید!

 

دانلود دیکشنری Longman Contemporary Dictionary of English

به علت درخواست های مکرر شما عزیزان، فایل Apk دیکشنری لانگمن برای گوشی های اندروید را در اینجا قرار دادیم که شما هم بتوانید از ان استفاده کنید.

برای دانلود فایل، روی لینک زیر بزنید (حجم 28 مگابایت):

دانلود فایل Apk دیکشنری لانگمن برای گوشی های اندروید

نرم افزارهای رایگان یادگیری زبان انگلیسی قسمت دوم

 

امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تنوع برنامه ها و اپلیکیشن های رایگان یادگیری زبان انگلیسی موجود واقعا دیگر بهانه ای برای پشت گوش انداختن یادگیری زبان انگلیسی وجود ندارد.

در هر سطحی که هستید می توانید از نرم افزارهای یادگیری زبان انگلیسی به صورت رایگان با کلی امکانات جالب و هیجان انگیز استفاده کنید که این نرم افزارها طوری طراحی شده اند که بی آنکه خود متوجه شوید ساعت ها خود را مشغول یادگیری زبان انگلیسی میبینید.

در این مقاله قصد داریم تا بهترین نرم افزارهای رایگان یادگیری زبان را در سطوح مختلف به شما معرفی کنیم.

همچنین می‌توانید قسمت اول این مقاله را در اینجا مطالعه بفرمایید.

 

نحوه استفاده از این نرم افزارها

 

قبل از شروع دانلود و یادگیری هر یک از این نرم افزارها نکاتی بسیار مهم وجود دارد که شما باید آن ها را در نظر بگیرید تا به بهترین نتیجه برسید.

  1. نقات قوت و ضعف خود را مشخص کنید :

سعی کنید بفهمید نقاط ضعف شما در کجا قرار دارد و برنامه هایی را که به طور خاص آن نقاط را هدف قرار داده اند ، دانلود کنید. به عنوان مثال ، اگر می توانید زبان انگلیسی را بخوانید و درک کنید اما در صحبت کردن با آن مشکل دارید ، برنامه ای را انتخاب کنید که به شما امکان مکالمه میدهد.

 

  1. برنامه های زیادی را دانلود نکنید:

ممکن است وسوسه شوید که هر برنامه را در این لیست بارگیری کنید ، اما به من اعتماد کنید: این کار هرگز به نتیجه نمی رسد و شما را کاملا سردرگم میکند. فقط یک یا دو مورد را برای شروع انتخاب کنید.

 

  1. نوتیفیکیشن دستگاه خود را روشن کنید:

اطمینان حاصل کنید که به نرم افزاری که دانلود کردید دسترسی و اجازه نوتیفیکیشن دستگاهتون را دارد تا روزانه حداقل کمی مطالعه کنید.

 

  1. یادداشت برداری کنید:

جزئیات مهم ، قوانین دستور زبان و کلمات جالب را در دفترچه یادداشت بنویسید.  تا با هر بار مراجعه به یادداشت هایتان آن را در ضمیر ناخودآگاهتان بکارید.

 

********* نرم افزارهای تقویت گرامر *********

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار FluentU ( دانلود برای ios  و Android  )

در این برنامه از ویدیوهای دنیای واقعی ، مانند اخبار ، تبلیغات ، فیلم ها ، گفتگوها یا همان پادکست ها و بسیار موارد دیگر استفاده شده است و به شما می آموزد در هر جایی چگونه باید صحبت کنید و همچنین مهارت گوش دادن و تلفظ را به خوبی میتوانید تمرین کنید.

همه ی ویدیوها دارای زیرنویس هستند که به شما کمک میکند هنگام تماشای فیلم به خوبی متوجه صحبت ها شوید. اگر نیز به کلمه ای برخورد کردید که معنی آن را نمیدانید فقط کافی است روی آن کلیک کنید. بعد از اینکه ویدیو را تماشا کردید برای شما یک آزمون کوتاه برگزار میکند تا بداند شما چه قسمت هایی از متن را متوجه شدید و چه قسمت هایی را متوجه نشده اید و بعد از آن طبق کلماتی که شما متوجه نشده اید برای شما فلش کارت هایی آماده میکند تا در روزهای بعدی آن ها را تمرین کنید و به خوبی فراگیرید.

 

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار Hello English : Learn English ( دانلود برای ios  و Android  )

سلام انگلیسی یک برنامه بسیار خوب است ، مخصوصاً برای افرادی که تازه شروع به یادگیری زبان انگلیسی می کنند عالی است. این برنامه نکات مفصلی در مورد دستور زبان انگلیسی دارد. یک امکان جالبی که این نرم افزار دارد این است که اگر سوالی برایتان پیش بیاید میتوانید مستقیما از یک معلم زبان انگلیسی سوال کنید که این امکان به قدری مورد توجه قرار گرفته است که کاربران زیادی را در سرتاسر دنیا بدست آورده است. این برنامه مجهز سیستم بسیار پیشرفته تشخیص گفتار ، فرهنگ لغت صوتی و حتی برخی بازی ها است که همه ی این موارد با هم هم به سرعت یادگیری شما می افزاید و همچنین باعث تقویت مهارت های شنیداری ، مکالمه و خواندن شود.

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار English Grammer Book ( دانلود برای ios  و Android  )

گاهی اوقات ، بهترین روش برای یادگیری قوانین دستور زبان ، پیروی از کتاب درسی است. اگر این نوع یادگیری برای شما مناسب است ، پس برنامه Grammar Book انگلیسی برنامه مناسب برای شماست. می توانید فهرست موضوع یا سطح دشواری را مرور کنید. توضیحات مربوط به هر موضوع بسیار ساده و آسان برای درک است. و بر خلاف یک کتاب دستور زبان سنتی ، برای تکمیل سطح و آزمونها امتیاز و مدال کسب می کنید.

 

********* نرم افزارهای تقویت واژگان *********

 

هرچه کلمات و عبارات بیشتری بدانید بهتر میتوانید خود را به زبان انگلیسی نزدیک کنید. در همین مورد چند برنامه تقویت واژگان را باهم بررسی میکنیم.

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار محبوب  Memrise ( دانلود نسخه پریمیوم برای اندروید بالاتر از 5.0 ) ( دانلود برای  ios)

یکی دیگر از بهترین، کامل ترین و کارسازترین اپلیکیشن های آموزش تخصصی زبان برای اندروید است که استودیوی Memrise ان را به صورت رایگان با پرداخت درون برنامه ای در گوگل پلی عرضه نموده است و نسخه رایگانش تا به امروز بیش از 5 میلیون بار توسط کاربران اندرویدی سراسر جهان دریافت شده است و هم اکنون برای اولین بار در ایران قصد معرفی نسخه پرمیوم و پرداخت شده ان را برای شما داریم که تمامی قابلیت هایش در دسترس هستند! اپلیکیشن فوق به زبان آموزان در امر یادگیری زبان انگلیسی و سایر زبان ها کمک شایانی می کند. قصد دارید زبان جدیدی یاد بگیرید و یا دایره‌ی واژگان زبانی تان را گسترش دهید ولی زمان کافی ندارید!؟ برنامه Memrise Learn Languages Free به شما کمک می کند چیزهای جدید را اسان و سرگرم کننده در ذهن خود جای دهید! نرم افزار آندروید Memrise Learn Languages Free بیش از 200 زبان برای یادگیری، تمرین های SAT, GMAT, TESOL, TOEFL و دوره های GCSE, A-Level, IBAC را شامل می شود و در آن جوامع آموزشی از کاربران وجود دارند که می توانید آموزش ها را از این جامعه ها دریافت کنید یا آموزش های خود را در آن به اشتراک بگذارید! اگر به دنبال یکی از بهترین برنامه های آموزش زبان هستید تحت هیچ شرایطی نسخه پرمیوم Memrise Learn Languages Free Premium را از دست ندهید.

 

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار Word of the Day ( دانلود برای ios  و Android  )

یکی از توصیه های معلمان انگلیسی این است  که حداقل روزانه یک کلمه جدید یاد بگیرید. خیلی ها برای انجام این کار هر روز دیکشنری را باز میکنند و کلمه ی جدیدی را یاد میگیرند این روش بسیار مفید است.

خوب ، اکنون برنامه های بی شماری وجود دارند که به شما کمک می کنند فقط همین کار را انجام دهید. با استفاده از این برنامه ها ، شما یک روز کلمه جدید را به همراه مترادف و متضاد آن یاد می گیرید. Word of Day عالی است زیرا به شما نشان می دهد که چگونه از واژگان در متن استفاده کنید.

تا پایان سال ، بیش از 365 کلمه جدید ، فقط از یک برنامه فقط یاد گرفته اید!

 

 

********* نرم افزارهای تقویت مکالمه *********

 

حال که با استفاده از نرم افزارهای بالا مهارت های گرامر و واژگان خود را افزایش دادید وقت آن رسیده که روی مهارت های صحبت کردن خود تمرکز کنید.

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار HelloTalk ( دانلود برای ios  و Android  )

اگر مکالمه نداشته باشید احتمالا پیشرفت چندانی هم نخواهید داشت و اگر در یافتن شریک برای صحبت یا تمرین برای شما مشکل است می‌توانید از این برنامه استفاده کنید.

در HelloTalk  می‌توانید اشخاص و افراد انگلیسی زبان را پیدا کنید و به صورت رایگان از طریق پیام های متنی ، صوتی و همچنین تصویری با آن ها مکالمه کنید. همچنین می‌توانید از آن ها یوالاتی در رابطه با زبان و فرهنگ کشورشان و هر چیز جذاب دیگری بپرسید. نکته ی خیلی خوب این برنامه این است که ممکن است در روند تمرین انگلیسی در این برنامه دوستان خوب و صمیمی هم پیدا کنید.

 

نرم افزارهای رایگان آموزش انگلیسی

نرم افزار Speaky  ( دانلود برای ios  و Android  )

این نرم افزار نیز مانند نرم افزار قبلی است و در می‌توانید به جستجوی یک دوست خوب برای صحبت کردن بگردید و وقتی آن را پیدا کردید شروع به تمرین زبان کنید. میتوانید افرادی را پیدا کنید که آنلاین هستند و بلافاصله شروع به صحبت کردن آنها کنید.

 

 

نرم افزارهای خوب دیگری نیز وجود دارند اگر شما آنها را میشناسید و تجربه کار با آنها را دارید لطفا آن را با ما به اشتراک بگذارید تا در مقالات بعدی از آن استفاده کنیم.

 

معرفی 6 نرم‌ افزار یادگیری زبان انگلیسی ( قسمت اول)

 

 

 

راهنمای استفاده از فعل Get و ساختارهای متفاوت آن

قبل از هر چیز، یک سوال!

کلمه Get به چه معنی است؟

هر کسی ممکن است در پاسخ به این سوال کلمه ای به زبان بیاورد که با معنی مورد نظر دیگر افراد کاملا متفاوت است. یک نفر ممکن است بگوید Get یعنی گرفتن چیزی و شخص بعدی آن را به معنای رسیدن به یک محل یا حتی دریافت کردن چیزی می‌داند.

حالا در این میان حق با چه کسی است؟

پاسخ روشن است: همه و هیچ کدام!

ذات زبان انگلیسی این است که کلمات در آن معنی ها و استفاده های متعدد دارند، مخصوصا وقتی به سراغ واژه هایی مثل Get یا Take برویم، خواهیم دید که ترکیب ها و Phrasal Verb های آنها آنقدر زیاد هستند که نزدیک به سه صفحه از دیکشنری را به خود اختصاص داده‌اند.

همین موضوع گاهی باعث گیج شدن زبان آموزان شده چون در هنگام خواندن یک متن یا گوش کردن به صحبت های دیگران، نمی‌دانند کدام معنی کلمه را باید در نظر بگیرند.

البته حق هم دارند.

یک مثال فارسی!

از شما به عنوان یک فارسی زبان سوالی داریم: “زدن” یعنی چه؟

شاید اولین مفهومی که به ذهن ما برسد “ضربه وارد کردن” یا “کتک زدن” باشد. اما بیایید به جملات آشنای زیر هم دقت کنیم:

  • پول رو زدم به حسابش. 
  • با بچه ها رفتیم بیرون فلافل زدیم.
  • حرفی که زدی خیلی ناراحتم کرد. 
  • باید این دیوارها رو رنگ بزنیم.
  • این یارو وضعش خرابه! حشیش می زنه!
  • تا پیشنهاد ما رو شنید جا زد. اینکاره نیست!
  • از وقتی سبیلش رو زده قیافه اش خیلی بهتر شده. 
  • مطمئن نیستم، اما حدس می‌زنم که….
  • دیروز بانک سر کوچه رو زدن!
  • کارت ها رو بُر بزن.
  • معلومه که بلوف می‌زنه! نمی‌تونه همچین کاری انجام بده!
  • خمیر کیک رو هم زدم. بذارمش تو فر؟

زدن بانک

دیدید که این عبارت های آشنا که در زندگی روزمره به کار می‌بریم همه فعل “زدن” را داخل خود دارند. اما شرط می‌بندم قبل از خواندن این مثال ها به فکرتان نرسیده بودند!

فعل هایی مثل Get هم دقیقا همینطور هستند. فعل ها با دیگر کلمات همراهشان و در جمله معنی پیدا می‌کنند، نه به صورت تنها.

در این نوشته می‌خواهیم روی همین فعل پرکاربرد تمرکز کنیم. مطلب ممکن است کمی طولانی باشد، اما امیدواریم که بتواند ابهام های شما را برطرف کرده و باعث شود از این واژه به شکل حرفه‌ای تری استفاده کنید!

استفاده از Get به عنوان یک Phrasal Verb

قبلا درباره Phrasal Verb ها صحبت کرده‌ایم. اگر با آنها آشنا نیستید، پیشنهاد می‌کنم این مطلب را حتما بخوانید!

به طور کلی، Phrasal Verb فعلی است که یک حرف اضافه (Preposition) با خود دارد. حروف اضافه کلماتی مثل on و in و at و from و by و …. هستند.

در این بخش، به معرفی مهم‌ترین های آنها خواهیم پرداخت.

Get up

Get up یعنی از جا برخاستن. این Phrasal Verb به معنی “بیدار شدن” هم هست، اما یک تفاوت ریز با Wake up دارد. Wake up یعنی زمانی که چشمانتان را باز می‌کنید، اما Get up یعنی لحظه ای که از جایتان بلند می‌شوید و از تخت بیرون می‌آیید.

.Sorry to leave so early but I need to get up at 6 tomorrow

Get down

اما این یکی به معنی خوابیدن نیست! فعل Get down معمولا معنی “نشستن” یا پایین رفتن دارد.

به شکلی غیر رسمی‌تر، Get down معنی ریلکس کردن، استراحت کردن یا لذت بردن از مهمانی هم دارد.

!They are sooting at us! Get down

Get down

Get away

Get away یعنی ترک کردن، خارج شدن یا دور شدن از چیزی یا کسی. توجه داشته باشید که گاهی لازم است از عبارت from هم استفاده کنید.

معنی دیگر Get away هم خارج شدن از شهر و رفتن به مسافرت مخصوصا در آخر هفته است.

آخرین معنی Get away که در اینجا می‌توانیم به آن اشاره کنیم “قسر در رفتن” است، که البته در انتهای خود یک With هم نیاز دارد.

?Are you getting away this weekend

!She has already gotten away with a lot of speeding

Get away with speeding

Get over

Get over دو معنی کلی دارد: یکی معنی فیزیکی آن یعنی “رد شدن از رو یا بالای چیزی” و دیگری هم فراموش کردن یا گذشتن از موضوعی تلخ و ناراحت کننده است.

کافی است این Phrasal Verb را یه شکل Get something over with هم به کار ببریم که معنی تمام کردن یک کار یا قال قضیه را کندن است.

.I’m tired. Let’s get this over with

!I know you loved her, but she’s gone and you need to get over her

Get off

Get off در انگلیسی معنی های متفاوتی دارد.

اولین معنای Get off، رها کردن یا ول کردن چیزی است.

معنی دوم، آزاد شدن یا رها شدن از محلی مثل زندان است.

معنی سوم که بیشتر حالت اصطلاحی دارد، هیجان زده شدن یا تحریک شدن است.

!That’s enough!Get off that game and give us some help

!Only one year for killing 10 people? He shouldn’t get off that soon

Get on

اصلی‌ترین معنی Get on، قدم گذاشتن روی یک سطح یا یک محل خاص است. ولی معمولا برای سوار وسایل نقلیه شدن هم به کار می‌رود: همه وسایل نقلیه به جز اتومبیل سواری و تاکسی. حتی اگر بخواهید درباره سوار اسب شدن هم صحبت کنید، باید بگویید Get on a horse.

طبیعی است که معنای مخالف Get on به معنی “پیاده شدن” هم می‌شود Get off. توجه کنید که Get off نیازی به حرف اضافه دیگری مثل from یا of ندارد.

وقتی درباره اتومبیل سواری صحبت می‌کنیم، باید برای سوار و پیاده شدن به ترتیب از Get in و Get out of استفاده کنید.

Airplane landing

.As soon as the airplane lands, we can get off

.She put her earphones on right after getting into the taxi

Get through

Get through به معنای تمام کردن یا به پایان رساندن یک کار است، مخصوصا اگر بحث مطالعه یک کتاب یا انجام تکالیف کلاس در میان باشد.

.We are in the middle of the course and have already gotten through 6 units of the book

Get between

معنای اول Get between، قرار گرفتن فیزیکی بین دو چیز است، مثلا بین دو اتومبیل یا دو صندلی.

اما معنای دیگر آن که مربوط به ارتباطات بین آدم ها است، می‌شود دخالت کردن در رابطه دو یا چند نفر.

.You shouldn’t let your mother get between you and your wife

Get along

این Phrasal Verb که به همراه With به کار می‌رود، یعنی داشتن رابطه ای خوب یا همکاری کردن با دیگر افراد.

Get along with معمولا در انگلیسی آمریکایی به کار رفته و در انگلیسی بریتیش، فعل Get on with ترجیح داده می‌شود.

?Do the kids get along with each other

Kids not getting along

فعل Get بدون حرف اضافه

دایره معانی فعل Get آنقدر گسترده است که اگر حتی Preposition هم به کار رود، باز هم بسته به کلمه یا کلمات بعدی معنی های متفاوتی به خود می‌گیرد.

 Get به معنی “شدن”

فعل Get در بسیاری جاها مترادف فعل Become است و به همراه صفت های مربوط به احساسات استفاده می‌شود. همچنین برای صحبت کردن درباره تغییرات بزرگ در زندگی مثل ازدواج یا طلاق هم از Get استفاده می‌شود.

Get angry

Get divorced

Get in shape

Get lost

Get married

Get divorced

Get better

Get worse

Get colder

Get به معنی خریدن / تهیه کردن / به دست آوردن

Get some milk

Get a ticket

Get a roommate

Get a job

Get an email

Get a newspaper

Get a text

Get a paycheck

Get a present

Get a newspaper

Get به معنی رسیدن به یک محل

Get to work

Get to school

Get home

Get to the airport

شما چه کاربردهای دیگری برای Get می‌شناسید؟ نظرات خود را همین پایین بنویسید!

 

تلفظ انگلیسی و راه‌ هایی برای بهبود آن

 

آیا در کلاس های زبان انگلیسی معمولا از شما می‌خواهند که کلمه یا جمله ای را دوباره تکرار کنید؟

آیا با این وجود که مشکل گرامری خاصی نداشته و دایره واژگان شما هم قابل قبول است، باز هم افراد گهگاه منظور شما را اشتباه متوجه می‌شوند؟

اگر جواب شما به این سوالات مثبت است، احتمالا تلفظ انگلیسی شما به اندکی بهبود نیاز دارد.

در زبان انگلیسی آواهایی وجود دارند که لزوما در زبان فارسی پیدا نمی‌شوند (و بالاعکس).

از طرف دیگر هم در زبان انگلیسی تلفظ به دیکته هیچ ربطی ندارد. کلمات “Way” و “Weigh” و “Whey” درست همانند یکدیگر تلفظ شده و بخش “omb” در هر یک از کلمات “Comb” و “Bomb” و “Tomb” صدایی متفاوت دارد.

متاسفانه، درست تلفظ کردن همه کلمات در انگلیسی آنقدرها هم آسان نیست.

به همین خاطر، در ادامه این مطلب چند نکته آورده‌ایم که رعایت آنها به بهبود تلفظ انگلیسی شما کمک بسیاری خواهد کرد. شروع می‌کنیم!

گوش کردن را یاد بگیرید.

پیش از آنکه صحبت کردن را یاد بگیرید، بهتر است شنونده خوبی باشید! دقت کردن و تشخیص کلمات متفاوت از یکدیگر، اولین قدم در تلفظ صحیح کلمات است. هرچقدر در شنیدن و تشخیص واژه ها بهتر شوید، درک تفاوت های معنایی و تلفظ صحیح آنها هم برای شما آسان تر خواهد بود.

بهبود تلفظ زبان انگلیسی

یکی از بهترین راه‌های این کار، گوش دادن به مکالمه های داخل فیلم ها، موزیک های انگلیسی زبان و پادکست ها است. قبلا درباره تقویت مهارت شنیداری صحبت کرده‌ایم، پس این بخش را دیگر ادامه نخواهیم داد.

به حرکات دهان و لب ها دقت داشته باشید.

وقتی دارید چیزی می‌گویید، لب ها و دهان خود را تکان می‌دهید. این چگونگی حرکت دهان و لب های شماست که روی تلفظ های شما تاثیر می‌گذارد.

اولین گام در تصحیح حرکات دهان، دقت کردن و توجه به آنها است. برای این کار، می‌توانید هنگام صحبت یک آینه جلوی خود گرفته و به دقت به دهان خود نگاه کنید.

هنگام تماشا کردن فیلم، به دهان بازیگران با دقت بیشتری نگاه کنید. آیا می‌توانید این حرکات را عینا تقلید کرده و همان جملات را هم به زبان بیاورید؟

روش دیگری که می‌تواند به شما کلی کمک کند، تماشای ویدیوهای فراوانی است که در اینترنت وجود دارند و کارشان تمرین دادن شما برای تلفظ صحیح کلمات انگلیسی است. مثل این یکی:

به حرکات زبان خود توجه کنید.

اصلی ترین تفاوت بین صداهای “ر” و “ل”، محل قرار گرفتن زبان شماست. برای تلفظ صدای “ر”، باید بین نوک زبان و سقف دهان شما اندکی فاصله باشد در صورتی که در تلفظ “ل”، زبان به پشت دندان های بالایی می‌چسبد.

برای تلفظ صحیح هر یک از واج های انگلیسی، با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توان دریافت که موقیت زبان و دندان‌ها باید چگونه باشد تا آن صدای خاص به درستی تلفظ شود. مخصوصا برای صداهایی مثل /Ɵ/ که در قارسی معادل دقیقی ندارند.

کلمات را به صداهای کوچک “خرد کنید”.

تکه تکه کردن کلمات و تلاش در تشخیص تک تک واج های صدادار و بی صدای داخل آن، نه تنها تلفظ صحیح آن را برای شما آسان تر می‌کند بلکه راهی برای یادگیری فونتیک زبان انگلیسی هم هست.

بهبود تلفظ زبان انگلیسی

به استرس کلمات دقت کنید.

اگر مشغول یادگیری زبان انگلیسی هستید، احتمالا می‌دانید در اینجا منظور از استرس، اضطراب و  نگرانی نیست بلکه بخش هایی از کلمات است که معمولا با صدای بلندتر و قوی‌تر تلفظ می‌شوند.

شگفت انگیز است بدانیم که رعایت کردن استرس در تلفظ انگلیسی اصلا کتار اضافه‌ای نیست و حتی عدم دقت در آن ممکن است معنای جمله را هم عوض کند!

برای مثال، کلمه Present را در نظر بگیرید. اگر استرس را روی بخش اول کلمه بگذارید (Present)، شنونده Native معنی “هدیه” یا “همین الان” را درک کرده و اگر بگویید (Present) چیزی که خواهد فهمید سخنرانی کردن یا ارائه کردن یک مطلب در حضور دیگران است.

نگران نباشید! در هر صورت، حفظ کردن این قوانین کاری بسیار وقت گیر و تقریبا غیر ممکن است. به جای آن، انرژی خود را بگذارید روی گوش کردن پادکست ها، دیدن فیلم و شرکت در کلاس های بحث آزاد.

مشخص کنید کدام لهجه انگلیسی را می‌خواهید یاد بگیرید.

لهجه های انگلیسی محدود به آمریکایی و بریتانیایی نیستند. مردم استرالیا، کانادا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی یا حتی هند هم لهجه های خاص خود را داشته و حتی اگر نمی‌خواهید شبیه آنها صحبت کنید، دست کم لازم است با تفاوت های آنها آشنا شده تا در فهم مکالمات این افراد به مشکل برنخورید.

این موضوع بستگی به این هم دارد که به چه کشوری می‌خواهید مهاجرت کرده یا با مردم چه کشوری سرو کار دارید. این انتخاب، روی دایره واژگان شما هم تاثیر مستقیم دارد.

برای نمونه، به دو مورد تفاوت بین انگلیسی امریکن و بریتیش اشاره می‌کنیم:

انگلیسی ها معمولا دوست دارند صدای /t/ را به صورت واضح تلفظ کنند، در حالی که آمریکایی ها این صدا را بیشتر به شکل “د” تلفظ کرده و به آن American T می‌گویند.

انگلیسی ها معمولا صدای /r/ را که به دنبال یک واج صدادار بیاید معمولا تلفظ نمی‌کنند و به جای آن، واج صدادار را کشیده تر ادا می‌کنند. اما آمریکایی ها صدای /r/ را تلفظ می‌کنند.

در همین وبلاگ درباره تفاوت های انگلیسی امریکن و بریتیش صحبت کرده‌ایم، به همین خاطر به جزئیات بیشتر نخواهیم پرداخت. فقط به یاد داشته باشید استفاده از یک دیکشنری مناسب هم در این مسیر به شما کمک فراوانی خواهد کرد.

گاهی بعضی از صداها را غلیظ تر تلفظ کنید.

یکی از کارهایی که من گاهی سر کلاس انجام می‌دهم این است که برای زبان آموزان ادای ملکه انگلستان را دربیاورم! قطعا در این کار مقداری طنز و اغراق هم وجود داشته و هدف آشنا کردن زبان آموزان با تفاوت هاست.

بهبود تلفظ زبان انگلیسی

شما هم همین کار را انجام دهید! وقتی که در یک فیلم یا سریال آدم های استرالیایی، هندی، چینی، عرب و …. می‌‎بینید، سعی کنید لهجه آنها را تقلید کرده و به تفاوت های ریز بین این گویش ها توجه کنید.

برای این کار، تماشای سریال Lost را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

علائم فونتیک را یاد گرفته و نوشتن آنها را تمرین کنید.

متاسفانه، در بسیاری از کلاس های زبان انگلیسی مجال چندانی برای آموزش علائم فونتیک زبان انگلیسی نیست.

علائم فونتیک زبان انگلیسی را در همین سایت یا با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توانید بیاموزید. سپس تمرینی که می‌توانید بکنید این است که “گوش کنید” و بنویسید. منظور ما دیکته کلمات نیست، بلکه تلفظ آنها با علائم استاندارد است.

Tongue Twister ها را تمرین کنید.

یکی از چالش های تلفظ زبان انگلیسی، پیوسته و پشت سر هم تلفظ کردن کلمات است.

یکی از بهترین روش های بهتر شدن در این زمینه، تمرین کردن با Tongue Twister ها است، جملاتی که گفتن سریعشان آسان نیست. در فارسی هم از این جملات زیاد داریم.

?If a dog chews shoes, whose shoes does he choose

در این وبسایت، پنجاه Tongue Twister مختلف فهرست شده که تمرین کردنشان خالی از لطف نیست.

 صدای خود را ضبط کنید.

ضبط کردن صدا و گوش کردن به آن، یکی از بهترین کارهایی است که برای پیدا کردن اشتباهات خود و تصحیح آنها می‌توانید انجام دهید. در صورت لزوم می‌توانید از معلم خود هم بخواهید که این اشتباهات را تصحیح کرده و شما را بیشتر راهنمایی کند.

بهبود تلفظ زبان انگلیسی

بهتر از این کار، فیلمبرداری از خودتان است. امروزه این کار را به آسانی با دوربین جلوی موبایل یا وب کم لپ تاپ خود می‌توانید انجام دهید.

فایده این کار این است که نه تنها صدای شما شنیده شده بلکه می‌توانید به تصویر و طرز حرکت لب های خود هم نگاه کنید.

و اما پیشنهاد ویژه ما:

اگر زبان آموز ما هستید، شرکت در کلاس های Accent را به شدت به شما توصیه می‌کنیم. این کار نه تنها به رفع اشکالات تلفظی شما کمک کرده بلکه فرصتی برای صحبت کردن در یک محیط انگلیسی زبان را در اختیار شما قرار داده که این هم به بهتر شدن تلفظ شما کمک می‌کند.

منتظر شما هستیم!

درک مطلب زبان انگلیسی: نکاتی برای بهتر فهمیدن متن ها

گفته شده که “درک مطلب” درست شبیه به مکالمه‌ای است بین خواننده و نویسنده یک متن.

این مطلب کاملا درست است، چون اگر تلاش نکنید خود را به جای نویسنده بگذارید و از دید او به موضوع نگاه کنید، شاید نتوانید با معنا و مفهوم مطلب به خوبی ارتباط برقرار کنید.

آدم ها معمولا از سنین کودکی و همزمان با مدرسه رفتن این توانایی را می‌آموزند. قطعا هیچ یک از ما در هنگام خواندن یک خبر در روزنامه به مشکل خاصی برنخورده و با یک بار خواندن مطلب، می‌توانیم به آسانی آن را برای دیگران بازگو کنیم و حتی درباره آن نظر بدهیم.

اما متاسفانه در زبان انگلیسی که زبان مادری ما نیست، به مشکل برمی‌خوریم. این مشکل محدود به امتحان های کلاس زبان یا آزمون آیلتس نیست، بلکه در هنگام خواندن یک کتاب داستان، تماشای یک فیلم و ترجمه یک متن علمی هم وجود دارد.

در این مطلب تلاش می‌کنیم کمی از بحث “آموزش زبان انگلیسی” فاصله گرفته و روی مهارت “درک مطلب” تمرکز کنیم. تکنیک هایی که مطرح می‌کنیم شاید لزوما در هنگام امتحان دادن یا سر کلاس قابل اجرا نباشند، اما برای بهبود توانایی درک مطلب شما مفید هستند. امیدواریم این نکات برای شما هم مفید باشند!

نکته 1: هیچ وقت بدون اینکه خودکار دستتان باشد شروع به خواندن نکنید!

این جمله دقیقا از بنجامین فرانکلین نقل شده است: “.Never read a book without a pen in your hand

خیلی از افراد عادت دارند در هنگام خواندن متن، حتما یک خودکار یا مداد یا ماژیک هایلایت در دستشان باشد. اینها معمولا همان افرادی هستند که در حین خواندن دور نکات مهم یا مورد علاقه شان خط می‌کشند، در کنار متن یادداشت می‌نویسند، جاهایی که به نظرشان درست نیست را علامت گذاری کرده یا حتی با نویسنده متن دعوا می‌کنند!

برای آنکه بتوانید با نویسنده متن ارتباطی از این نوع برقرار کنید، مجبور هستید حتما به درک مناسبی از معنا و مفهوم جملات رسیده و شما هم به جای نویسنده فکر کنید. این کار همچنین باعث می‌شود قسمتی که دارید می‌خوانید را گم نکرده و تمرکز بیشتری روی متنی که می‌خوانید داشته باشید.

درک مطلب زبان انگلیسی

نکته 2: پاراگراف ها را تمام کنید.

خب معلوم است که باید پاراگراف ها تمام کنیم! منظور از این صحبت چیست؟

همانطور که در بالا گفتیم، همراه داشتن یک خودکار و یادداشت نویسی در هنگام مطالعه بسیار مفید است. اما در عین حال مهم است قبل از این کار حداق پاراگراف یا بخشی که داریم ‌می‌خوانیم را تمام کنیم. در غیر این صورت کار ما درست شبیه کسی است که قبل از گوش کردن کامل صحبت های افراد، آنها را قضاوت می‌کند.

دلیل دیگر این است که در متون انگلیسی مخصوصا از نوع علمی یا دانشگاهی آنها، معمولا در انتهای هر پاراگراف نوعی “خلاصه” یا “نتیجه گیری” وجود داشته که روان‌تر و قابل فهم‌تر است. پس قسمتی که باید هایلایت کنید اینجاست نه ابتدای پاراگراف. با رعایت این نکته هم خلاصه موضوع را بهتر درک می‌کنید و هم در میان مطالعه رشته افکارتان پاره نخواهد شد.

نکته 3: بعضی جاها را “بلند بلند” بخوانید.

امیدواریم دور و برتان آنقدر خلوت باشد که مزاحم دیگران نشوید!

هر قسمتی را که به خوبی درک نمی‌کنید با صدای بلند بخوانید. بلند بلند خواندن سرعت شما را کمی پایین آورده و باعت خواهد شد بهتر به مفهوم جمله فکر کنید. این کار موثر است چون شما در اینجا نه تنها متن را می‌خوانید بلکه آن را می‌شنوید و این هم می‌تواند کمکی دیگر به توانایی درک مطلب شما باشد.

نکته 4: بلند بلند خواندن همیشه هم خوب نیست!

مطالعات نشان داده‌اند که بلندبلند خواندن خطری کوچک همراه خود دارد: فراموش کردن آن چیزی که با صدای بلند نخوانده‌اید.

برای اینکه در چنین دردسری نیفتید، باید همواره ترکیبی از “بلند خواندن” و “آهسته خواندن” را به کار ببرید. اگر با جمله‌ای نسبتا سخت و سنگین مواجه شده‌اید که کامل متوجه منظورش نمی‌شوید، آن را به صدای بلند بخوانید اگر در قسمتی از متن به فهرستی از موارد برمی‌خورید، آنها را در سکوت کامل و با دقت کافی خوانده و حتما با خودکارتان کنار هر کدام یک تیک بزنید. این استراتژی جواب خود را پس داده و معمولا در مطالعه انواع متن ها سودمند است.

نکته 5: آنچه خوانده‌اید را برای یک نفر دیگر “توضیح بدهید”.

اگر پاراگرافی را بخوانید، به آن فکر کنید و سپس سعی کنید آن را برای شخص دیگری توضیح دهید، خودتان هم بهتر متوجه مفهوم آن متن خواهید شد.

حالا در اینجا منظور این نیست که همیشه باید یک نفر را گیر آورده و کل کتاب را برای او توضیح دهید تا خودتان آن را یاد بگیرید! این کار را بگذارید برای قسمت های سنگین و تحلیلی متن و در صورت لزوم جلوی آینه بایستید و همه چیز را برای خودتان توضیح دهید.

درک مطلب زبان انگلیسی

نکته 6: لازم نیست همیشه کل متن را بخوانید!

کاملا طبیعی است که اگر کتاب جدیدی خریده‌اید یا قصد مطالعه مقاله‌ای طولانی را دارید، بروید به سراغ آن قسمت‌هایی که لازمشان دارید. در کلاس های آموزش زبان انگلیسی، همیشه زبان آموزان زیادی را می‌بینیم که وقت بسیار زیادی تلف می‌کنند برای خواندن و درک کردن (و احتمالا و متاسفانه در این میان ترجمه کردن) بخش هایی از متن که هیچ نیازی به آنها ندارند، چون از ابتدا متوجه نشده‌اند سوال چیست یا معلم از آنها چه چیزی می‌خواهد.

هوشمندانه بخوانید! دقیقا بدانید به دنبال چه هستید، متن را به اصطلاح “اسکن” کنید و دنبال جواب سوالتان بگردید، نه اطلاعات اضافی!

نکته 7: به حروف ربط داخل جملات دقت کنید.

در اینجا تاکید ما بیشتر روی عباراتی مثل “Therefore”، “As a result” یا “To conclude” است. بعد از این کلمات، معمولا جمله‌ای می‌آید که نتیجه گیری کلی جمله قبلی یا حتی یک پاراگراف را نشان می‎‌دهد، پس حتما برای نتیجه گیری های کلی یا نت برداشتن به جملات قبل و بعد از این کلمات توجه ویژه داشته باشید تا هم نتیجه گیری را درک کرده و دلایل را به خوبی بفهمید!

نکته 8: کلیدواژه ها را شناسایی کنید.

کار دیگری که باید انجام دهید این است که کلمات و نکات کلیدی متن را پیدا کنید، دورشان خط کشیده و بعد از اینکه کتاب یا مقاله به پایان رسید، دوباره برگردید و این نکات را مرور کنید. این کار باعث می‌شود بتوانید با یک مرور کوتاه کل مطالب مهم نوشته را دوباره به خاطر بیاورید.

درک مطلب زبان انگلیسی

نکته 9: اگر چیزی را متوجه نمی‌شوید، درباره معنی آن تحقیق کنید.

معمولا در کتاب هایی که به خوبی نوشته شده‌اند، مرسوم است که درباره بعضی واژه‌ها، جملات، اتفاق‌ها یا موارد مشابه در “پاورقی” کتاب توضیح مختصری وجود داشته باشد. این خیلی خوب است، اما مهم‌تر است که در چنین مواقعی “روحیه تحقیق” داشته باشید. این روزها اینترنت پر است هر چیزی که نمی‌دانید: توضیح، معنی، تاریخچه و …. از چیزی که متوجه نشده‌اید سرسری عبور نکنید. البته همانطور که در بالا گفتیم، اینجا بحث بر تکنیک های تست زنی نیست؛ بدیهی است که چنین کاری در آزمون آیلتس امکان پذیر نبوده و اگر هم شدنی باشد به جز تلف کردن زمان شما فایده دیگری نخواهد داشت.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا راه‌های دیگری هم برای بهبود درک مطلب زبان انگلیسی وجود دارند؟

 

 

تفاوت بین Too و So در زبان انگلیسی و اشتباهات متداول در به کار بردن آنها

اگر فیلم زیبای The Dark Knight را دیده اید و با شخصیت معروف Joker آشنایی دارید، حتما جمله معروف او (?Why so serious) را هم شنیده‌اید.

چرا انقدر جدی هستی؟؟ بیا یک لبخند بذارم روی صورتت!!

عبارت So یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی است که معنی‌های فراوانی هم دارد.

به عنوان یک مدرس زبان انگلیسی، بسیار برایم پیش آمده که مشغول تدریس به افرادی در سطح Basic باشم و زبان آموزان به به کار بردن کلماتی مثل So و Too و آن هم به صورت اشتباه، من را سورپرایز کنند!

دلیل اصلی شگفت زده شدن ما این است که این گرامرها را در این سطح هنوز درس نداده‌ایم و به خودمان می‌گوییم که این شاگرد این عبارت ها را از کجا یاد گرفته؟!

پاسخ روشن است: زبان آموزان به غیر از کلاس، منابع فراوان دیگری هم برای یادگیری زبان انگلیسی دارند: فیلم و سریال، اینترنت، کلاس های بحث آزاد و مکالمه با افراد انگلیسی زبان. اما در این نوع یادگیری لزوما تصحیح (Correction) وجود نداشته و به همین خاطر ممکن است مفاهیم کلمات در ذهن افراد اشتباه جا بیفتند.

ما در این نوشته قصد داریم یکی از این اشتباهات را تصحیح کنیم: تفاوت بین Too و So در زبان انگلیسی. با ما همراه باشید!

چرا Too و So با هم اشتباه گرفته می‌شوند؟

دلیل اصلی این اتفاق، مشابه بودن (و نه یکسان بودن) مفهوم این دو کلمه است. در هر دو حالت، منظور ما این است که با چیزی “زیادتر یا قوی‌تر” از حالت عادی روبرو هستیم:

تفاوت بین So و Too

.He is so tall

.He is too tall

معنایی که احتمالا در ابتدا به ذهن بسیاری از افراد می‌رسد این است که او “خیلی” قد بلند است.

واقعیت این است که ما در زبان فارسی مخصوصا در محاوره کلمه “خیلی” را آتقدر به شکل های مخلتلف به کار می‌بریم که متوجه تفاوت های مفهومی و کاربردی آنها نمی‌شویم.

اما در زبان انگلیسی موضوع به این سادگی نیست چون برای هر یک از این مفاهیم، یک واژه جدا وجود دارد.

بیایید با Too شروع کنیم:

Too در زمانی به کار می‌رود که مفهوم “بیش از حد” در میان باشد؛ بیشتر از آنچه نیاز داریم، بیشتر از آنچه می‌خواهیم، یا بیشتر از آنچه مجاز است.

به همین خاطر، Too نوعی مفهوم منفی همراه خود دارد.

.He is too tall

این جمله یعنی اینکه این شخص قدش خیلی بلند نیست بلکه “زیادی” بلند است،که اصلا چیز خوبی نیست!

.Julia always speaks too fast. That’s why nobody can understand her

!James and Nikita are too young to get married

 .There were too many people on the bus so it was difficult to breathe

تفاوت بین So و Too

البته گاهی هم پیش می‌آید که Too با معنایی نسبتا مثبت به کار رود؛ اما در این مواقع هم نوعی “زیاده از حد بودن” وجود دارد:

!Did you buy this for me?! Thank you man, you are too kind

یعنی اینکه هدیه‌ای که برایم خریدی خیلی عالی بود و به زحمت افتادی، و با این وجود با تمام وجود از تو ممنونم.

این مفهوم “اضافی بودن” به شکل دیگری هم به کار می‌رود که زبان آموزان معمولا از ابتدای کار با آن آشنا هستند. وقتی “تو” کاری انجام می‌دهی و “من” هم همان کار را:

!Did you see the movie last night? I saw it last night, too

حالا برویم به سراغ So:

اولین کاربرد So، تاکید کردن روی مقدار چیزی (How much) است که معمولا به نتیجه‌ای منجر می‌شود:

 .His ideas were so great that nobody could disagree with him

پس در اینجا So معنی “خیلی” نمی‌دهد، بلکه بیشتر به معنای “آنقدر” است. به این هم توجه داشته باشید که اگر بعد از صفت مورد نظر اسمی هم وجود داشته باشد (Noun)، به جای So باید از Such استفاده کنیم:

.He had such great ideas that nobody could disagree with him 

معنای بعدی So، همان “خیلی” است که بسیاری از زبان آموزان هم به خوبی از آن استفاده می‌کنند. در اینجا معادل انگلیسی So همان Extremely است، یعنی چیزی خیلی بالاتر از Very.

!What a country! People are so friendly and the food is fantastic

.She has been so nice to me all the time. I think I’ll ask her to marry me

تفاوت بین So و Too

حالت بعدی So، یک حرف ربط بین دو جمله یا به اصلاح Conjunction است. از So زمانی استفاده می‌کنیم که بخواهیم درباره علت و نتیجه صحبت کنیم. به عبارت دیگر، “فلان اتفاق افتاد پس بهمان اتفاق هم رخ داد.”

.I wasn’t feeling well, so I went to the doctor

 .He had never seen a coconut before, so he didn’t know how to eat it

اشتباه متداولی که بسیاری از زبان آموزان حتی رده‌های بالا بسیار مرتکب می‌شوند این است که تعداد زیادی جمله را صرفا با استفاده از And به هم بافته و پیش می‌روند! در اینجا مجال صحبت درباره Conjunction ها و انواع مختلفشان نیست، فقط به همین بسنده می‌کنیم که در مورد بالا، می‌توانید برای مرتبط کردن جملات خیلی راحت از So استفاده کنید.

در بخش آخر این نوشته، به این اشاره می‌کنیم که So می‌تواند معنای “صحیح بودن” یا “واقعی بودن” داشته باشد، مخصوصا در هنگام نظر دادن درباره چیزی.

?Have they found the answer yet

.I guess so, but they are still looking for more information

توشته کوتاه بود، اما امیدواریم برای شما مفید بوده باشد. باز هم با آموزش های بیشتر همراه شما خواهیم بود!

 

 

چند نکته مفید برای مکالمات تجاری به زبان انگلیسی – بخش دوم

در بخش اول این مطلب، چند نکته مفید برای مکالمات تجاری به زبان انگلیسی را مطرح کردیم که با استفاده از آنها می‌توانید در محیط های رسمی و اداری با مشتریان و همکاران انگلیسی زبان خود ارتباط بهتری برقرار کنید. البته این موارد نسبتا ساده بودند و به کار گیری آنها نیازی به سطح بالایی از زبان انگلیسی نداشت.

در این نوشته، موضوع را با نکات بیشتری ادامه خواهیم داد.

 نکته 5: Small Talk

Small Talk چیزی نیست که محدود به محیط های تجاری و اداری باشد. در هر محیط دیگری وقنی می‌بینیم افرادی هستند که نه به صورت جدی بلکه فقط به قصد وقت گذرانی با هم صحبت می‌کنند. به این نوع صحبت آنها Small Talk می‌گوییم.

Small Talk می‌تواند در یک مهمانی، داخل اتوبوس، در صف نانوایی، در سوپرمارکت یا هر جای دیگری اتفاق بیفتد.

در اینجا به شما یاد خواهیم داد چطور در یک محیط تجاری بتوانید به اصطلاح ” سر صحبت را باز کنید”:

 

?How’s business

?How has business been going

?What’s the business like

?What has business been like

دقت کنید که شاید در اینجا واقعا برای شما اهمیت چندانی نداشته باشد که بدانید وضعیت کسب و کار طرف مقابل چطور است! اما با پرسیدن همین سوال ساده می‌توانید توجه طرف مقابل را به شکلی عالی جلب کرده و بعد از آن مکالمه را کلی ادامه دهید.

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

شخص مقابل ممکن است جواب های متفاوتی داشته باشد:

 .The business is great! Thank you for asking

.It has been alright

.I’m having a very good month at my job. No difficulties

خب خیلی هم عالی! شاید هم اوضاع چندان خوب نباشد:

.It’s not great these days, my company is losing money

.Not so good, we have had a few bad months

.We are so busy this month so we have to work extra hours. There is no time to relax

در تجارت و کسب و کار، کاملا طبیعی اسیت که نخواهید طرف مقابل سر از کار شما دربیاورد:

.It’s the same old, same old

.Business is business

احتمالا می‌توانید این دو جمله را به خوبی ترجمه کنید، اما به طور ساده باید بگوییم این جمله ها یعنی اینکه “فکر نکنم به تو زیاد مربوط باشه، نمی‌خوام در موردش حرف بزنم، بیا موضوع رو عوض کنیم!”

نکته 6: صحبت درباره سفر و پرواز

برای داشتن یک Small Talk موفق، راه دیگری هم وجود دارد؛ مخصوصا اگر مشتری یا همکار شما با هواپیما از شهر یا کشور دیگری آمده باشد.

چنین صحبت هایی می‌توانند قبل از شروع جلسه یا در هنگام صرف ناهار یا نوشیدنی اتفاق بیفتند:

?How was the flight

?Was your journey OK

?Was your flight OK

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

در جواب، می‌توان گفت:

.It was fine

.I slept the whole way

.Yes, it was long, but comfortable

.Yes, it was nice

.Not too comfortable

.The service was not good

نکته 7: صحبت درباره هتل

یکی دیگر از راه‌های برقراری ارتباط با طرف مقابل، پرسیدن درباره محل اقامت او است. مهمانان انگلیسی زبان شما معمولا در هتل اقامت دارند، پس می‌توانید بپرسید:

?How is your hotel

سوال بسیار ساده است، اما به طرف مقابل نشان می‌دهد که شما برایش اهمیت قائل هستید. به همین خاطر او هم با شما ارتباط بهتری برقرار خواهد کرد.

این سوال معمولا به صحبت درباره موضوعات دیگری هم منجر خواهد شد، از جمله خدمات، میزان راحتی و موقعیت مکانی هتل.

.The breakfast is nice

.I have everything I need

.The staff is friendly

.The hotel is just 5 minutes away from a subway station

.It is very comfortable

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

?Is the hotel to your suiting

 

.It suits me just fine

.It suits me well enough

.I feel comfortable there

نکته 8: صحبت درباره استعفا و ترک شغل

اولین و مهم‌ترین کلمه‌ای که لازم دارید، quit است. حالت‌های ساده، گذشته و Past Participle آن هم quit هستند. البته برای زمان های گذشته  quitted هم صحیح است که چندان معمول نیست.

.This job is terrible. I quit

در صورتی که شغلتان خسته تان کرده و ادامه‌اش دیگر برای شما مقدور نیست، باید به رئیستان چنین چیزی بگویید. منظور از این جمله این است که “همین امروز و همین الان” استعفا می‌دهید. خداحافظ!

.I used to work for this company, but I quit 2 years ago

این یکی هم مربوط به می‌شود به حالت گذشته فعل quit.

نکته بعدی، عبارت Give notice است.

give Notice یعنی اینکه از مدتی قبل به کارفرمای خود خبر دهید که قصد استعفا دارید و احتمالا موقعیت شغلی بهتری بدست آورده‌اید. در این صورت قبل از ترک شرکت همه کارهای خود را تحویل داده و بدون هیچ گونه دعوا و تنشی با مجموعه خداحافظی خواهید کرد:

.Mr. Philips, I would like to tell you that it’s been a pleasure working for this company. But I have found better opportunities and would like to give you a 1 month notice

.Today, I gave my boss a 1 month notice

عبارت رسمی تر و جدی تر، resign است. resign یعنی به خاطر اشتباهی که انجام داده‌اید خودتان ترجیح می‌دهید از شرکتتان خداحافظی کنید قبل از آنکه شما را اخراج کنند! فعل resign برای سیاستمدارانی که بعد از یک رسوایی یا عملکرد نامناسب از مقام خود کنار می‌روند هم استفاده می‌شود. البته resign به صورت مثبت هم به کار می‌رود، مخصوصا اگر مقام بالایی در شرکت داشته باشید.

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

.He had to resign because of a scandal

.She handed in her resignation letter this morning

آخرین کلمه هم retire است. همانطور که به احتمال خیلی زیاد می‌دانید، افراد بعد از 30 تا 35 سال کار بازنشسته می‌شوتد که این هم نوعی “ترک کار” است.

.She retired years ago

.Meg is really enjoying her retirement

امیدواریم مطالب بالا برای شما سودمند بوده باشند. به زودی با بخش بعدی مطلب همراه شما خواهیم بود!

چند نکته مفید برای مکالمات تجاری به زبان انگلیسی – بخش اول

اگر در حال مطالعه این نوشته هستید، به احتمال زیاد برای مکالمات تجاری روزمره خود به زبان انگلیسی نیاز دارید. شاید هم مدتی است که با مشتریان و همکاران انگلیسی زبان خود در ارتباط بوده و به دنبال این هستید که بتوانید با آنها ارتباط حرفه‌ای تری داشته یا در مذاکرات تجاری خود به نتایج بهتری برسید.

برای درک بهتر اصطلاحات و جملاتی که در ادامه خواهیم آورد، ممکن است لازم باشد سطح زبان انگلیسی شما در حد Upper-Intermediate یا حتی Advanced بوده و تسلط قابل قبولی روی مکالمه زبان انگلیسی داشته باشید. از طرف دیگر هم بسیاری از آنها ساده هستند و فهمیدن و استفاده از آنها نیاز به زبان انگلیسی چندان قدرتمندی ندارد.

به هر حال، سخن را طولانی نکرده و این نکات را با هم مرور می‌کنیم:

نکته 1: عنوان های افراد (Titles)

در ترم های ابتدایی کلاس زبان انگلیسی احتمالا تفاوت بین Title های متفاوت را یاد گرفته اید و تفاوت بین آنها را می‌دانید:

Mr. Jones

Mrs. Jones

Miss Jones

 Ms. Jones

تکلیف عنوان Mr که مشخص است: برای خطاب کردن همه آقایان به کار می‌رود. عنوان Mrs (با تلفظ  /ˈmɪsɪz/) برای صدا کردن یک خانم متاهل کاربرد دارد. عنوان Miss (با تلفظ /mɪs/) فقط برای خانم های مجرد بوده و Ms (با تلفظ /mɪz/) برای همه خانم ها؛ چه مجرد باشند و چه متاهل.

اما در این میان بسیار می‌بینیم که افراد در مواجهه با خانم ها به اشتباه از عنوان Mrs استفاده می‎‌کنند.

حالا جدا از اینکه طرف صحبت ما مجرد باشد یا متاهل، باید به این نکته توجه کنیم که در انگلیسی مدرن و مخصوصا در مکالمات تجاری همواره بهتر است از عنوان Ms استفاده کنیم. دلیل اول این کار این است که با گفتن Ms مرتکب اشتباه نمی‌شویم. دلیل دوم و مهم تر هم این است که نوعی نگاه کنجکاوانه و جنسیت زده در عبارت های Miss و Mrs وجود دارد که خانم ها را به دو دسته “شوهر دار” و “بی شوهر”تقسیم می‌کند؛ چیزی که دانستنش به ما هیچ ربطی ندارد مخصوصا اگر بحث ارتباطات رسمی و تجاری هم در میان باشد.

در مکالمات تجاری بسته به موضوع کار می‌توانیم از عبارت هایی مثل Dr یا Professor هم قبل از نام افراد استفاده کنیم.

نکته بعدی هم این است که این عنوان ها یا قبل از نام کامل افراد به کار روند یا نام فامیل آنها. برخلاف زبان فارسی، استفاده از این عنوان ها قبل از اسم کوچک هیچ گاه قابل قبول نیست.

Ms. Jones

Ms. Katherine Jones

Ms. Katherine

اگر اسم طرف مقابل را ندانیم باید چه کار کنیم؟

مشکلی نیست! به این مثال ساده دقت کنید:

……… ,Excuse me

Mister / Sir / Ma’am / Miss

برای صدا زدن یک آقا، Sir همیشه انتخاب بهتری بوده و Mister معمولا استفاده نمی‌شود. برای صدا زدن خانم ها هم از Ma’am استفاده می‌کنیم و در صورتی طرف صحبت ما خانمی بسیار جوان یا یک دختر بچه باشد، بهتر است بگوییم Miss. به صورت کلی در یک فضای تجاری و رسمی، همیشه از Sir و Ma’am استفاده کنید!

نکته 2: “اخراج شدن از کار” در زبان انگلیسی

حتما می‌دانید که معادل انگلیسی “اخراج کردن” یک شخص می‌شود “Fire”.

پس راحت ترین چیزی که درباره اخراج شدن یک شخص از یک شرکت یا سازمان می‌توانیم بگوییم:

.He/She was fired

اما راه های دیگری هم برای مطرح کردن این موضوع وجود دارد.

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

واژه Fire معمولا کمی تند است و به صورت مشخص به اخراج شدن شخصی اشاره می‌کند که در کارش مرتکب تخلفی شده یا حداقل وظایف خود را به درستی انجام نداده است. اما گاهی هم این موضوع به شرکت مربوط است نه کارمند. بسیار پیش می‌آید که شرکت ها به علت مشکلات اقتصادی خود دست به “تعدیل نیرو” بزنند. در چنین مواقعی باید از عبارت های دیگری استفاده کرد:

.He/She was laid off

عبارت های بعدی، به زمانی مربوط می‌شوند که کارمند مورد نظر ما واقعا اخراج شده، اما ترجیح می‌دهیم موضوع را به شکل مودبانه تری مطرح کنیم:

.He/She was dismissed

.He/She was let go

.He/She was released

گاهی هم می‌خواهیم به شکلی رک و بی پروا بگوییم که با شخصی “قطع همکاری” کرده ایم:

.He/She was terminated

اصطلاحات دیگری هم وجود دارند که کمی غیر رسمی تر بوده و در میان انگلیسی زبان ها بسیار رایج هستند، اما بهتر است در گفتگوهای رسمی از آنها استفاده نشده و تنها به گفتگوهای دوستانه محدود شوند:

.He/She was dumped

.He/She was sacked

.He/She was canned

.He/She was axed

.He/She was given the boot

.He/She was given the pink slip

در گذشته مرسوم بود که هر وقت قرار بود کسی اخراج شود فرم اخراج را که معمولا صورتی رنگ بود به دستش می‌دادند. این فرم امروزه دیگر وجود ندارد اما عبارت Pink slip هنوز هم در میان انگلیسی زبان ها رایج است.

نکته 3: معرفی کردن و معرفی شدن در محیط کاری

معرفی کردن خود به زبان انگلیسی کار دشواری نیست و بسیاری از ما این کار را به خوبی بلد هستیم. این کار در محیط های رسمی و اداری هم کاری آسان است؛ تنها باید دو نکته کوچک را همواره رعایت کنید:

همیشه خود را به شکل کامل معرفی کنید: نام و نام خانوادگی خود را کامل به طرف مقابل بگویید، از به کار بردن نام تنها یا فامیلی تنها خودداری کرده و از Title ها هم استفاده نکنید.

همراه با نام، همیشه شغل و نام شرکت و دپارتمان خود را بگویید: مهم است که طرف مقابل بداند کار شما چیست و در چه بخشی فعال هستید!

.My name is Bill Jones and I am in charge of the marketing department in Samsung

.I’m Chris Penn and I work as a programmer in the IT department

.I am Jessica Miller, the head of sales team in Mercedes-Benz

سوالات متداول در مکالمات تجاری چه هستند؟

در هنگام صحبت با افراد، معمولا می‌خواهیم بدانیم که چه کار می‌کنند، برای چه شرکتی کار می‌کنند، در کدام بخش هستند، چه مسئولیت هایی دارند، تخصصشان چیست و به چه مدت در این سمت مشغول به کار بوده‌اند.

?What do you do

?Where do you work

?What company do you work for

?Which department do you work in

?What are your skills

?What do you specialize in

?What are you in charge of

نکته 4: صحبت درباره پول و هزینه

هدف اصلی از به راه انداختن یک کسب و کار و تاسیس یک شرکت چیزی نیست به جز “پول در آوردن”. پس طبیعی است که بعد از معرفی افراد و خوش و بش کردن های مرسوم، موضوع اصلی صحبت در جلسات کاری “پول” باشد.

مکالمات تجاری به زبان انگلیسی

هزینه اش چقدر می‌شود؟

تقریبا همه می‌دانیم که وقتی وارد مغازه ای می‌شویم و می‌خواهیم قیمت چیزی را بدانیم، می‌توانیم بپرسیم:

?How much is it

خیلی ساده است، مگر نه؟ اما وقتی در یک فضای اداری مشغول مکالمات تجاری هستیم، داستان کمی متفاوت می‌شود. دفتر یک شرکت با یک فروشگاه کوچک خیلی تفاوت دارد.

بعضی از عبارت هایی که می‌توانید در این موقعیت ها به کار ببرید به شرح زیر هستند:

?How much does it run

?How much does it cost

?How much does it sell for

?How much will it cost me / us / our company

?How much are you asking

توجه داشته باشید در تمامی این سوالات می‌توانید به جای How much، از What استفاده کنید. استفاده از How much در این مواقع بسیار مرسوم تر است اما به یاد داشته باشید که احتمالش وجود دارد که کسی همین سوالات را با What از شما بپرسد.

در جواب این سوالات هم ممکن است با جواب های زیر موجه شوید. با و چود آنکه این جملات خیلی هم مرسوم نیستند، باز هم ممکن است به گوشتان بخورند و به همین خاطر است که بهتر است با آنها آشنا باشید.

……… It sells for 

……….  It goes for

……… It is priced at 

 

آنچه با هم مرور کردیم تنها گوشه ای از عبارات و جملاتی بود که در مکالمات تجاری به زبان انگلیسی باید بدانید. در مطالب بعدی به ادامه موضوع خواهیم پرداخت!

سوالات رایج در زبان انگلیسی

به طور یقین با جمله ی معروف  «?Hello! How are you» آشنا هستید. آشنایی با سوالات رایج در زبان انگلیسی به تنهایی می تواند تاثیر زیادی روی زندگی شما بگذارد.

کلاس های زبان شما را برای آزمون های زبان انگلیسی، کلاس های دانشگاه یا سفر آماده می کنند. اما آیا برای زندگی در جامعه و حضور در مکان های تفریحی و گردشگری نیز آماده می‌کنند ؟

اهمیت دانستن و تسلط بر دستور زبان، سوال و جواب های عادی، عبارت های کلیدی و اصطلاحات را انکار نمی کنیم؛ اما زمانی تمام این عوامل با ارزش می شوند که بتوانیم از انگلیسی برای ارتباط برقرار کردن با مردم در دنیای واقعی استفاده کنیم.

نکته  اصلی و ویژه درباره این سوال و جواب ها چیست؟ 

سوال های زیر را بخوانید، می توانید تفاوت بین آن ها را متوجه شوید؟

“Hello! It is nice to meet you. How are you?”

“Hi there! I don’t think we’ve met. How are you doing?”

در واقع، هر دو جمله برای رسیدن به یک جواب پرسیده می شوند؛ با این تفاوت که جمله اول رسمی تر است و جمله دوم حس راحتی و صمیمیت بیشتری به مخاطب می دهد. در واقع جملات و سوالات مودبانه برای موقعیت های رسمی مثل مصاحبه های شغلی به زبان انگلیسی بسیار پرکاربرد است ولی جمله هایی مثل جمله دوم بیشتر برای زندگی روزمره و زندگی شخصی کاربرد دارد.

همچنین بعضی از این سوال و جواب ها باعث می شود هنگام استفاده از کلمه های اختصاری (کوتاه شده) در زبان انگلیسی احساس راحتی بیشتری داشته باشید. اکثر اوقات، انگلیسی زبانان در مکالمات روزانه از اختصارات زیاد استفاده می کنند تا کلمه ها را کوتاه کنند و منظورشان سریع تر و راحت تر به مخاطب منتقل شود. برای مثال، خیلی کم می شنوید کسی بگوید «It is nice to meet you» ولی به وفور جمله «It’s nice to meet you» را شنیده اید. اختصارات زیادی در زبان انگلیسی وجود دارد؛ پس بهتر است صبور باشید و با صرف وقت و تمرین کردن آن ها را یاد بگیرید.

برای زندگی اجتماعی، به سوال و جواب هایی که در ادامه آمده توجه کنید. این سوال و جواب ها را احتمالا در مکالمات روزانه و معمول به زبان انگلیسی زیاد می شنوید. این عبارات را با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده یا یک همکلاسی تمرین کنید.

اگر می خواهید روی مکالمات کوتاه تسلط داشته باشید، استفاده از زبان انگلیسی برای مکالمات روزانه یکی از قدم های مهمی است که باید بردارید. نه تنها این سوال و جواب ها باعث می شود مثل یک انگلیسی زبان طبیعی صحبت کنید، بلکه باعث می شود دوستانتان هم هنگام حرف زدن با شما راحت تر باشند. برای آشنایی با سوالات رایج در زبان انگلیسی توصیه می‌شود مقاله زیر را با دقت بخوانید و به آن عمل کنید.

1) So, what do you do?

برای اینکه طرف مقابل را بهتر بشناسید این سوال یک سوال معمولی و رایج است. در واقع در پاسخ به این سوال باید بگویید که مشغول چه کاری هستید و شغلتان چیست؛ در واقع باید به “?What is your job” پاسخ دهید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Right now, I’m a student. I’m in my second year of pharmacy school. How about you? What do you do?

I work as a tour guide for a local tour company. I’ve worked there for three years now. How about you?

That’s a good question! I do a little bit of everything: some writing, some photography and some graphic design, too. What do you do?

اگر می خواهید مکالمه بیشتر ادامه پیدا کند و در عین حال مودبانه هم باشد، می توانید همین سوال را از طرف مقابل هم بپرسید. همانطور که در مثال های بالا می بینید، اضافه کردن سوال “How about you?” یا “?What about you” این فرصت را در اختیار مخاطب قرار می دهد تا از شغلی که در آن مشغول به کار است بیشتر بگوید.

 

2) How’s (summer/holiday) treating you?

این سوال درباره بازه زمانی خاصی از زندگی هر فرد، مثلا تعطیلات تابستان، شغل جدید یا اتفاق مهمی در زندگی است. به عبارت دیگر، می توان اینگونه پرسید:

“?How’s your summer?” Or  “How’s your new job”

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, it’s been really great. No complaints here! And how’s it going for you?

Not bad, can’t complain! And how is your summer going?

It’s treating me pretty well! I’ve gotten a lot out of it so far. And how’s summer going for you?

.

.

3) So, what have you been up to lately?

کسی که این سوال را از شما می پرسد می خواهد بداند اخیرا چه کار جالب یا مهمی انجام داده اید. راه دیگری برای پرسیدن این سوال “?How’s it going” است. معمولا این سوال را از کسانی می پرسید که آن ها را کاملا می شناسید یا قبلا ملاقات کرده اید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Not much. My last class is on Thursday, so I’m excited about that! What have you been up to?

Let’s see…Well, I started a new job last week, but other than that, everything is pretty much the same. What have you been up to?

Well, have you heard that I moved to a new apartment?

What can I say? Nothing too exciting. Things are good—how about you?

.

.

4) Long time, no see! Any updates since we last saw each other?

این سوال هم یکی دیگر از راه های دوستانه برای شروع مکالمه با کسی است که مدتی طولانی او را ندیده اید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Where to begin? A lot has changed in the past few months. I got a dog, moved apartments and switched jobs!

Nothing too crazy. How about you? Any news?

.

.

5) So what do you do when you’re not working?

این سوال در واقع همان “?What are your hobbies” است. همچنین بین انگلیسی زبان ها هم خیلی معمول است که جمله های “?What do you like to do outside of work” یا “?(What do you do when you’re not busy with (school” را به کار ببرند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Well, recently I started playing volleyball on the weekends.

Usually, I spend my free time doing activities with my family.

سوالات رایج در زبان انگلیسی

سوالات رایج در زبان انگلیسی

6) Do you follow (Iran_Europe ?)

اگر کسی این سوال را از شما پرسید می خواهد بداند به موضوع یا شخص خاصی علاقه دارید و چقدر آن ها را در شبکه های اجتماعی یا تلویزیون دنبال می کنید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, yeah! I love him/that show. Why?

Sometimes. A little bit here and there. Why?

No–actually, I haven’t heard of him. Who is he?

.

.

7) Would you mind giving me a hand with this?

این سوال برای کمک خواستن است. به جای استفاده از جمله “?Could you please help me” که لحن رسمی تری دارد، اکثر انگلیسی زبانان از همین جمله برای درخواست کمک استفاده می کنند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Sure thing!

You got it!

I’m afraid I can’t. Maybe (Anthony) could, though.

.

.

8) What sort of stuff do you do on the weekends ?

اگر کسی این سوال را از شما پرسید برای این است که بداند در آخر هفته ها و تعطیلات چی تفریحاتی دارید. عبارت “sort of stuff” یعنی “things” یا “activities”.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Let’s see…I usually spend my weekends reading and relaxing at home. How about you?

Well, I tend to go to a lot of concerts. How about you?

.

.

9) So, what’s your take on (the latest movie?)

این سوال حالت دیگری از دو سوال “?(What’s your opinion of (the latest movie” و “?(What do you think about (a specific event” است.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, I really like it! What do you think?

To be honest, I think it’s just okay. How about you?

Ehh—I’m on the fence. What’s your take?

* عبارت “On the fence” به این معنی است که در مورد موضوعی نظر ممتنع دارید؛ یعنی نه موافق هستید نه مخالف یا نمی دانید درباره موضوعی چه باید بگویید.

10) Are you here with anybody?

اگر به مهمانی، تولد، کافه یا گردهمایی رفته باشید و کسی این سوال را از شما پرسید، می خواهد بداند تنها هستید یا با کسی آمده اید. معمولا، این سوال برای این پرسیده می شود که به طور غیرمستقیم از وضعیت تاهل شما آگاه شوند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Yeah—I came with my husband.

I just came with a bunch of my coworkers.

.

.

11) Do you feel like grabbing a bite?

این سوال برای دعوت دوستانه به یک وعده غذایی، سهیم شدن در یک وعده غذایی یا دعوت برای ملحق شدن به کسی برای رفتن به جایی است. همچنین ممکن است این سوال را به شکل “Do you want to grab a bite to eat” هم بپرسید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Actually, yeah! I’d love to. Where would you like to go?

It depends. Where are you thinking of going?

Mmm, not today. But I’m game for grabbing a bite together later this week.

No thanks—I’m not really hungry. But thanks for asking.

.

.

12) Would you be up for a (movie) some time?

این سوال برای این است که از کسی دعوت کنید کاری را با هم انجام دهید یا با هم جایی بروید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

I’m down! Let’s do it!

Sure. When are you thinking of going?

It depends on what day, but yes.

I’m not really interested in seeing a movie, but thank you.

.

.

13) How late are you planning on sticking around?

این سوال در واقع می پرسد “?What time are you going to leave”

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

I’ll hang around until (they cut the cake), and then I plan on heading out. How about you?

I’m not sure…I’ll just have to see how I feel. How about you?

I’ll probably give it another 30 minutes and then go home.

همانطور که حتما از این مقاله ( سوالات رایج در زبان انگلیسی) متوجه شدید، مکالمه معمول و روزانه به زبان انگلیسی اصلا ساده نیست. با این عبارات می توانید راحت تر از قبل با افراد مختلف ارتباط برقرار کنید. تمرین کردن لحن محاوره و عامیانه را تمرین کنید تا زندگی روزمره و اجتماعی تان متحول شود.