سوالات رایج در زبان انگلیسی

به طور یقین با جمله ی معروف  «?Hello! How are you» آشنا هستید. آشنایی با سوالات رایج در زبان انگلیسی به تنهایی می تواند تاثیر زیادی روی زندگی شما بگذارد.

کلاس های زبان شما را برای آزمون های زبان انگلیسی، کلاس های دانشگاه یا سفر آماده می کنند. اما آیا برای زندگی در جامعه و حضور در مکان های تفریحی و گردشگری نیز آماده می‌کنند ؟

اهمیت دانستن و تسلط بر دستور زبان، سوال و جواب های عادی، عبارت های کلیدی و اصطلاحات را انکار نمی کنیم؛ اما زمانی تمام این عوامل با ارزش می شوند که بتوانیم از انگلیسی برای ارتباط برقرار کردن با مردم در دنیای واقعی استفاده کنیم.

نکته  اصلی و ویژه درباره این سوال و جواب ها چیست؟ 

سوال های زیر را بخوانید، می توانید تفاوت بین آن ها را متوجه شوید؟

“Hello! It is nice to meet you. How are you?”

“Hi there! I don’t think we’ve met. How are you doing?”

در واقع، هر دو جمله برای رسیدن به یک جواب پرسیده می شوند؛ با این تفاوت که جمله اول رسمی تر است و جمله دوم حس راحتی و صمیمیت بیشتری به مخاطب می دهد. در واقع جملات و سوالات مودبانه برای موقعیت های رسمی مثل مصاحبه های شغلی به زبان انگلیسی بسیار پرکاربرد است ولی جمله هایی مثل جمله دوم بیشتر برای زندگی روزمره و زندگی شخصی کاربرد دارد.

همچنین بعضی از این سوال و جواب ها باعث می شود هنگام استفاده از کلمه های اختصاری (کوتاه شده) در زبان انگلیسی احساس راحتی بیشتری داشته باشید. اکثر اوقات، انگلیسی زبانان در مکالمات روزانه از اختصارات زیاد استفاده می کنند تا کلمه ها را کوتاه کنند و منظورشان سریع تر و راحت تر به مخاطب منتقل شود. برای مثال، خیلی کم می شنوید کسی بگوید «It is nice to meet you» ولی به وفور جمله «It’s nice to meet you» را شنیده اید. اختصارات زیادی در زبان انگلیسی وجود دارد؛ پس بهتر است صبور باشید و با صرف وقت و تمرین کردن آن ها را یاد بگیرید.

برای زندگی اجتماعی، به سوال و جواب هایی که در ادامه آمده توجه کنید. این سوال و جواب ها را احتمالا در مکالمات روزانه و معمول به زبان انگلیسی زیاد می شنوید. این عبارات را با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده یا یک همکلاسی تمرین کنید.

اگر می خواهید روی مکالمات کوتاه تسلط داشته باشید، استفاده از زبان انگلیسی برای مکالمات روزانه یکی از قدم های مهمی است که باید بردارید. نه تنها این سوال و جواب ها باعث می شود مثل یک انگلیسی زبان طبیعی صحبت کنید، بلکه باعث می شود دوستانتان هم هنگام حرف زدن با شما راحت تر باشند. برای آشنایی با سوالات رایج در زبان انگلیسی توصیه می‌شود مقاله زیر را با دقت بخوانید و به آن عمل کنید.

1) So, what do you do?

برای اینکه طرف مقابل را بهتر بشناسید این سوال یک سوال معمولی و رایج است. در واقع در پاسخ به این سوال باید بگویید که مشغول چه کاری هستید و شغلتان چیست؛ در واقع باید به “?What is your job” پاسخ دهید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Right now, I’m a student. I’m in my second year of pharmacy school. How about you? What do you do?

I work as a tour guide for a local tour company. I’ve worked there for three years now. How about you?

That’s a good question! I do a little bit of everything: some writing, some photography and some graphic design, too. What do you do?

اگر می خواهید مکالمه بیشتر ادامه پیدا کند و در عین حال مودبانه هم باشد، می توانید همین سوال را از طرف مقابل هم بپرسید. همانطور که در مثال های بالا می بینید، اضافه کردن سوال “How about you?” یا “?What about you” این فرصت را در اختیار مخاطب قرار می دهد تا از شغلی که در آن مشغول به کار است بیشتر بگوید.

 

2) How’s (summer/holiday) treating you?

این سوال درباره بازه زمانی خاصی از زندگی هر فرد، مثلا تعطیلات تابستان، شغل جدید یا اتفاق مهمی در زندگی است. به عبارت دیگر، می توان اینگونه پرسید:

“?How’s your summer?” Or  “How’s your new job”

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, it’s been really great. No complaints here! And how’s it going for you?

Not bad, can’t complain! And how is your summer going?

It’s treating me pretty well! I’ve gotten a lot out of it so far. And how’s summer going for you?

.

.

3) So, what have you been up to lately?

کسی که این سوال را از شما می پرسد می خواهد بداند اخیرا چه کار جالب یا مهمی انجام داده اید. راه دیگری برای پرسیدن این سوال “?How’s it going” است. معمولا این سوال را از کسانی می پرسید که آن ها را کاملا می شناسید یا قبلا ملاقات کرده اید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Not much. My last class is on Thursday, so I’m excited about that! What have you been up to?

Let’s see…Well, I started a new job last week, but other than that, everything is pretty much the same. What have you been up to?

Well, have you heard that I moved to a new apartment?

What can I say? Nothing too exciting. Things are good—how about you?

.

.

4) Long time, no see! Any updates since we last saw each other?

این سوال هم یکی دیگر از راه های دوستانه برای شروع مکالمه با کسی است که مدتی طولانی او را ندیده اید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Where to begin? A lot has changed in the past few months. I got a dog, moved apartments and switched jobs!

Nothing too crazy. How about you? Any news?

.

.

5) So what do you do when you’re not working?

این سوال در واقع همان “?What are your hobbies” است. همچنین بین انگلیسی زبان ها هم خیلی معمول است که جمله های “?What do you like to do outside of work” یا “?(What do you do when you’re not busy with (school” را به کار ببرند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Well, recently I started playing volleyball on the weekends.

Usually, I spend my free time doing activities with my family.

سوالات رایج در زبان انگلیسی

سوالات رایج در زبان انگلیسی

6) Do you follow (Iran_Europe ?)

اگر کسی این سوال را از شما پرسید می خواهد بداند به موضوع یا شخص خاصی علاقه دارید و چقدر آن ها را در شبکه های اجتماعی یا تلویزیون دنبال می کنید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, yeah! I love him/that show. Why?

Sometimes. A little bit here and there. Why?

No–actually, I haven’t heard of him. Who is he?

.

.

7) Would you mind giving me a hand with this?

این سوال برای کمک خواستن است. به جای استفاده از جمله “?Could you please help me” که لحن رسمی تری دارد، اکثر انگلیسی زبانان از همین جمله برای درخواست کمک استفاده می کنند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Sure thing!

You got it!

I’m afraid I can’t. Maybe (Anthony) could, though.

.

.

8) What sort of stuff do you do on the weekends ?

اگر کسی این سوال را از شما پرسید برای این است که بداند در آخر هفته ها و تعطیلات چی تفریحاتی دارید. عبارت “sort of stuff” یعنی “things” یا “activities”.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Let’s see…I usually spend my weekends reading and relaxing at home. How about you?

Well, I tend to go to a lot of concerts. How about you?

.

.

9) So, what’s your take on (the latest movie?)

این سوال حالت دیگری از دو سوال “?(What’s your opinion of (the latest movie” و “?(What do you think about (a specific event” است.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Oh, I really like it! What do you think?

To be honest, I think it’s just okay. How about you?

Ehh—I’m on the fence. What’s your take?

* عبارت “On the fence” به این معنی است که در مورد موضوعی نظر ممتنع دارید؛ یعنی نه موافق هستید نه مخالف یا نمی دانید درباره موضوعی چه باید بگویید.

10) Are you here with anybody?

اگر به مهمانی، تولد، کافه یا گردهمایی رفته باشید و کسی این سوال را از شما پرسید، می خواهد بداند تنها هستید یا با کسی آمده اید. معمولا، این سوال برای این پرسیده می شود که به طور غیرمستقیم از وضعیت تاهل شما آگاه شوند.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Yeah—I came with my husband.

I just came with a bunch of my coworkers.

.

.

11) Do you feel like grabbing a bite?

این سوال برای دعوت دوستانه به یک وعده غذایی، سهیم شدن در یک وعده غذایی یا دعوت برای ملحق شدن به کسی برای رفتن به جایی است. همچنین ممکن است این سوال را به شکل “Do you want to grab a bite to eat” هم بپرسید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

Actually, yeah! I’d love to. Where would you like to go?

It depends. Where are you thinking of going?

Mmm, not today. But I’m game for grabbing a bite together later this week.

No thanks—I’m not really hungry. But thanks for asking.

.

.

12) Would you be up for a (movie) some time?

این سوال برای این است که از کسی دعوت کنید کاری را با هم انجام دهید یا با هم جایی بروید.

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

I’m down! Let’s do it!

Sure. When are you thinking of going?

It depends on what day, but yes.

I’m not really interested in seeing a movie, but thank you.

.

.

13) How late are you planning on sticking around?

این سوال در واقع می پرسد “?What time are you going to leave”

نمونه جواب هایی که می توان به این سوال داد:

I’ll hang around until (they cut the cake), and then I plan on heading out. How about you?

I’m not sure…I’ll just have to see how I feel. How about you?

I’ll probably give it another 30 minutes and then go home.

همانطور که حتما از این مقاله ( سوالات رایج در زبان انگلیسی) متوجه شدید، مکالمه معمول و روزانه به زبان انگلیسی اصلا ساده نیست. با این عبارات می توانید راحت تر از قبل با افراد مختلف ارتباط برقرار کنید. تمرین کردن لحن محاوره و عامیانه را تمرین کنید تا زندگی روزمره و اجتماعی تان متحول شود.

تندخوانی متون انگلیسی را در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرید

تندخوانی متون انگلیسی، مهارتی است که بعضی از افراد که نیاز دارند متن های طولانی در زمانی محدود مرور کرده و درک کنند باید یاد بگیرند. تندخوانی زبان انگلیسی اگر به شکل صحیح و اصولی انجام شود، برای تقویت مهارت خواندن (Reading) و موفقیت در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی مثل آیلتس می‌تواند بسیار مفید باشد.

یک انگلیسی زبان بومی (Native)، معمولا می‌تواند در یک دقیقه 200 تا 400 کلمه را بخواند. کسانی که توانایی تندخوانی متون انگلیسی را دارند، مدعی هستند که می‌توانند در دقیقه 1000 تا 1700 کلمه را بخوانند. البته اگر بخواهید متنی را به قصد حفظ کردن مطالعه کنید، احتمالا نخواهید توانست بیشتر از 100 کلمه در دقیقه جلو بروید.

قبل از آنکه صحت این ادعا را بررسی کنیم، به روش های متفاوت تندخوانی پرداخته و البته راه‌هایی برای یادگیری این مهارت هم به شما معرفی خواهیم کرد. توجه داشته باشید که اعدادی که در متن خواهیم آورد برای انگلیسی زبانان Native صحیح هستند و طبعا ما باید آنها را کمی پایین تر بیاوریم. ادامه مطلب …

استفاده از تکنولوژی در آموزش زبان انگلیسی

استفاده از تکنولوژی در آموزش زبان انگلیسی در حال حاضر آسانتر و قابل دسترس تر از سابق شده است. شاید اگر سابق بر این تنها راه یادگیری استفاده از یک معلم و یا حضور در یک کلاس آموزش بود، در حال حاضر ابزارهای دیگری نیز به این حیطه ورود کرده‌اند، هرچند نمی‌توان تأثیر این ابزارهای جدید را به‌اندازهٔ کلاس و یادگیری از معلم دانست؛ اما مکمل خوبی برای یادگیری هستند.

با گسترش روزافزون علم بشری و تکنولوژی‌های ساخته بشر، یادگیری زبان انگلیسی نیز شکل متفاوتی به خود گرفته است. ابزارهای تازه‌ای روزبه‌روز در بستر علم به کمک این یادگیری می‌آیند تا در عین راحتی بتوان استفادهٔ مفیدی نیز از آن داشت.

ادامه مطلب …

اشتباهات معمول در زبان انگلیسی: Homophone ها

در این نوشته به بررسی یکی از اشتباهات معمول در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت. اما قبل از آن…

یک کودک 6 ساله ایرانی و یک آمریکایی که سالهاست در کلاس های زبان فارسی شرکت می‌کند را در نظر بگیرید. کدام یک روان‌تر و با لهجه بهتری فارسی صحبت می‌کند؟

احتمالا قبول دارید که این کودکِ خردسالِ مدرسه نرفته می‌تواند خیلی بهتر و مسلط تر از این آمریکایی به زبان فارسی صحبت کند. این موضوع طبیعی است، چون هر چه باشد او یک فارسی زبان بومی (Native) بوده و از بدو تولد تاکنون تنها ابزار ارتباطی که در اختیار داشته زبان فارسی بوده است.

می‌دانیم که این کودک سواد خواندن و نوشتن ندارد و تنها یاد گرفته با استفاده از کلماتی که در ذهنش شکل گرفته و مفاهیمی که درک کرده به شکلی ساده اما روان و کم اشتباه با دیگران ارتباط برقرار کند.

این کودک هیچ تصوری از شکل و دیکته کلمات نداشته و سال‌ها طول خواهد کشید که بتواند بدون ایراد و اشکال همه آنها را بنویسد. حتی بسیاری از بزرگسالانی که تحصیلات دانشگاهی هم دارند در تشخیص تفاوت بین عباراتی مثل “گذار” و “گزار” همچنان دچار مشکل می‌شوند.

این موضوع عینا در زبان انگلیسی هم وجود دارد. در این نوشته می‌خواهیم به بررسی همین اشتباهات معمول در زبان انگلیسی بپردازیم و راه‌هایی پیدا کنیم که کلمات با تلفظ یکسان و دیکته متفاوت (Homophones) را به اشتباه به جای هم به کار نبریم.

ادامه مطلب …

یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی و چگونگی انجام این کار

یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی برای تمام افراد بسیار لذت بخش و جذاب بوده و تقریبا همه افراد دوست دارند زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری را با گوش کردن آهنگ ها و ترانه های انگلیسی زبان یاد بگیرند.

اگر اهل گوش کردن به موسیقی و مخصوصا موزیک پاپ انگلیسی یا آمریکایی باشید، حتما می‌دانید که موزیک گوش کردن نسبت به تمرین گرامر سرگرم کننده تر و لذت بخش تر است (البته که تمرین های گرامری هم مهم هستند و حتما باید انجام شوند)!

اما صرفا موسیقی گوش کردن یک موضوع است و یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی موضوعی متفاوت.

در این مطلب، به شما توضیح خواهیم داد چطور از موسیقی به عنوان ابزاری قدرتمند برای یادگیری و تقویت زبان انگلیسی خود استفاده کنید. اما قبل از پرداختن به این موضوع، باید بدانیم که:

یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی چه ویژگی هایی دارد؟

گوش کردن به آهنگ ها و ترانه های انگلیسی زبان یکی از موثرترین راه‌های تقویت زبان انگلیسی است؛ چون:

موسیقی به تقویت ذهن کمک می‌کند. شواهد علمی نشان داده‌اند که گوش کردن به موسیقی به کسانی که در حال یادگیری زبان دوم هستند کمک می‌کند گرامر و واژگان را بهتر آموخته و حتی دیکته خود بهبود دهند. علاوه بر این موضوع، پدیده ای وجود دارد به نام “اثر موتسارت” که می‌گوید گوش دادن به موسیقی کلاسیک عملکرد ذهن را در حین فعالیت هایی همچون یادگیری بسیار بهبود می‌بخشد.

گوش کردن به موسیقی شما را با مکالمات روزمره و عامیانه اشنا می‌کند. ترانه‌های نوشته شده به زبان انگلیسی پر از کلمات، عبارات و اصطلاحات بسیار مفید هستند. از آنجا که شنوندگان اصلی این آهنگ ها هم انگلیسی زبانان بومی (Native) هستند، محتوای آنها معمولا کاربردی و کاملا به روز هستند.

موسیقی و ترانه های انگیسی گوش‌های شما را با زبان انگلیسی آشناتر می‌کنند. گوش کردن به موزیک های انگلیسی زبان تمرکز شما را در هنگام گوش دادن افزایش داده و درک شما از ریتم، سرعت و لحن شخص گوینده را بالا می‌برد.

موزیک گوش کردن باعث می‌شود عبارت ها در اعماق ذهن شما بنشینند. بسیاری از واژگان و ترکیب های داخل یک ترانه چند بار تکرار می‌شوند و همین تکرار باعث می‌شود به صورت ناخودآگاه آنها را به خاطر بسپارید (احتمالا خود شما هم قبلا این موضوع را تجربه کرده‌اید). این پدیده به شما کمک می‌کند بتوانید به آسانی کلی کلمه و ساختار جدید حفظ کرده و ریتمیک بودن و جذابیت آنها کاری می‌کند که فراموش کردن این جملات تقریبا غیر ممکن باشد!

گوش کردن به موسیقی احساسات ما را برانگیخته می‌کند. حسی که گوش کردن به موزیک به ما می‌دهد هم روی ذهن و هم روی جسم ما تاثیر مثبت داشته و می‌تواند به صورت کلی حال و هوای درونی ما را دگرگون کند. ما انسان‌ها همیشه چیزی را که نسبت به آن احساس داریم بهتر به خاطر می‌سپاریم.

موزیک همیشه دم دست است! یکی از دلایلی که باعث می‌شود یادگیری زبان انگلیسی برای بعضی افراد سخت باشد این است که وقتی برای تمرین کردن پیدا نمی‌کنند. اما خوبی یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی این است که که شما می‌توانید موسیقی مورد علاقه تان را همه جا همراه خود برده و از این نظر معمولا محدودیتی ندارید. چه در ماشینتان نشسته باشید، چه در آشپزخانه باشید و چه در حال دوش گرفتن، می‌توانید موسیقی مورد علاقه تان را گوش کنید بدون اینکه حوصله تان سر برود.

موسیقی شما را با فرهنگ انگلیسی زبان ها آشنا می‌کند. یک زبان خارجی از جمله زبان انگلیسی از فرهنگ آن کشور جدا نیست و به همین خاطر آشنایی با فرهنگ یک کشور خارجی همیشه یادگیری زبان آن کشور را برای شما آسان ‌تر می‌کند.

8 نکته مفید برای یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی

در ابتدا، باید آن آهنگ هایی که قصد دارید با آنها انگلیسی یاد بگیرید را انتخاب کنید. اهمیت این موضوع در این است که انتخاب نادرست موسیقی ممکن است شما را به دردسر بیندازد. در ابتدای کار بهتر است به سراغ این نوع آهنگ ها نروید:

  • آهنگ هایی که ترانه‌های بسیار سخت و پیچیده‌ای دارند که کلمات و عبارت های داخلشان رایج نیستند.
  • آهنگ هایی که محبوب و معروف نیستند (البته ما برای سلیقه موسیقی شما احترام قائلیم، اما هدف برقراری ارتباط با عامه انگلیسی زبانان است).
  • آهنگ هایی که ریتم بیش از حد سریعی دارند و به همین فهمیدن ترانه شان بسیار سخت است.
  • آهنگ هایی که متن ترانه شان در فضای اینترنت موجود نیست.

یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی

بعد از آنکه آهنگ مورد مناسبی برای گوش کردن انتخاب کردیم، وقت آن است که با نکات این کار هم آشنا شویم:

فضاهای مناسبی برای یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی پیدا کنید.

سایت‌های به اشتراک گذاری ویدیو

وبسایت‌هایی مثل Youtube و Vimeo پر هستند از موزیک ویدیوهای گوناگون که تقریبا همه آنها به همراه متن ترانه (Lyrics) بوده و آنقدر هم تعدادشان فراوان است که هیچ گاه برای دیدن همه آنها وقت نخواهید داشت!

سایت های پخش کننده موسیقی و پادکست

برای استفاده از سرویس های آنلاین پخش موسیقی مثل Spotify، معمولا باید پول پرداخت کنید. اما وبسایت های به اشتراک گذاری محتوای صوتی مثل Soundcloud اینطور نیستند و شما همیشه می‌توانید در آنها چیزی برای گوش دادن پیدا کنید.

کلاس های یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی

شرکت در کلاس های گوش کردن به موسیقی در موسسه زبان ایران اروپا، یکی از بهترین راه‌ های یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی است. این کلاس ها که برای زبان آموزان سطوح متوسط (Intermediate) به بالا برگزار می‌شوند، درست همانند کلاس‌ های تماشای فیلم به گسترش دامنه واژگان (Vocabulary) و بهبود مهارت شنیداری (Listening) شما کمک فراوانی می‌کنند.

آهنگ های مناسب خود را پیدا کنید.

  موزیکی انتخاب کنید که به آن علاقه دارید. گوش کردن به آهنگ هایی که به آنها علاقه ای ندارید اصولا هیچ فایده ای نداشته و تنها حوصله شما را سر خواهد برد. فعالیتی که حوصله شما را سر ببرد هم قطعا به یادگیری منجر نخواهد شد.

آهنگ هایی را انتخاب کنید که زبان انگلیسی به کار رفته در آنها مناسب شما باشد. برای یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی، ترانه هایی مناسب هستند که حاوی کلمات و عبارات معمول بوده و برای شما نه بیش از حد آسان باشند و نه بیش از حد سخت.

نکته دیگری که در انتخاب موسیقی باید به آن دقت کنید این است که خوانندگان گاهی کلمات را به صورت واضح تلفظ نمی‌کنند. به همین خاطر بهتر است به سراغ موسیقی پاپ بروید، نه اپرا یا هوی متال!

بهتر است آهنگ هایی را گوش کنید که متن ترانه آنها حالت داستانی دارد. فهمیدن این نوع ترانه‌ها معمولا آسان‌تر است چون می‌توانید خود را در میان ماجرا گذاشته و از آن نوعی تصویر ذهنی هم داشته باشید. اگر در ابتدای مسیر یادگیری زبان هستید، گوش کردن به ترانه‌های کودکان یا آهنگ های کارتون های والت دیزنی هم می‌توانند به شما کمک فراوانی کنند.

کار را با موزیک پاپ شروع کنید و سپس به سراغ سبک های دیگر بروید. موسیقی پاپ مرسوم در دنیا معمولا درباره موضوعات عاشقانه است که فهمیدنشان معمولا راحت تر و سریع تر اتفاق می‌افتد. بعد از آنکه به محتوای این نوع آهنگ ها مسلط شدید، می‌توانید با گوش کردن انواع دیگر موسیقی دایره واژگان خود را گسترش دهید.

ترانه‌ها را مطالعه و تحلیل کنید.

اگر قصد یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی را دارید، باید در ابتدا برای خواندن، فهمیدن و بررسی دقیق متن ترانه ها (Lyrics) وقت بگذارید.

این روزها دیگر لازم نیست متن ترانه ها را خودتان روی کاغذ پیاده کنید چون خیلی ها از قبل این کار را برای شما انجام داده‌اند! با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توانید متن هر آهنگی که به دنبالش هستید را پیدا کنید. به این شکل قادر خواهید بود معنی کلماتی را که با آنها آشنایی ندارید راحت تر پیدا کرده و روی ساختارهای جملات دقیق‌تر شوید.

روی کلمات جدیدی که یاد گرفته‌اید کار کنید.

بعد از خواندن متن ترانه ها و درک مطلب، می‌توانید روی کلمات جدید داخل ترانه بیشتر تمرین کنید و با آنها جملات متفاوت بسازید تا بر کاربرد آنها تسلط بیشتری پیدا کنید.

شما هم همراه با آهنگ بخوانید!

با تکنیک های خوانندگی آشنا نیستید؟ صدای خوبی ندارید؟ هیج مشکلی نیست! هر وقت در خانه یا ماشین خود تنها هستید، متن ترانه را جلوی خودتان گذاشته، همراهش بلند بلند بخوانید و لذت ببرید! فقط مراقب باشید دیگران را اذیت نکنید.

سعی کنید آهنگ ها را به خاطر سپرده و از حفظ بخوانید.

بعد از مدتی کار روی آهنگ ها، کم کم متوجه خواهید شد که متن ها را حفظ شده اید و از اینجا به بعد باید سعی کنید بدون نگاه کردن به متن ترانه ها، آنها را از حفظ بخوانید. در اینجا است که خواهید دید می‌توانید کاری بیشتر از صحبت کردن ساده انجام دهید.

برای بادگیری زبان انگلیسی با موسیقی، هر چند وقت یک بار آهنگ های قدیمی تر را دوباره گوش کنید.

هر وقت آهنگی را گوش کردید، ترانه آن را خواندید و متوجه منظور آن شدید، معمولا به سراغ ترانه بعدی خواهید رفت. اما از آنجا که سطح دانش زبان انگلیسی شما همواره در حال پیشرفت است، اگر بعد از چند ماه یکی از آهنگ های قدیمی تر را دوباره گوش کنید متوجه خواهید شد که این بار چیزهایی می‌فهمید که دفعه اول هرگز درک نکرده بودید.

یادگیری زبان انگلیسی با موسیقی

به این روش می‌گویند “تکرار با فاصله” یا Spaced Repetition و ثابت شده که این کار خیلی بهتر از زمانی جواب می‌دهد که بخواهید همه چیز را همان ابتدا به صورت کامل یاد بگیرید.

آهنگ هایی پیدا کنید که در متن آنها کلماتی که تازه یاد گرفته‌اید به کار رفته باشند.

این کار چندان آسان نیست و کمی هم نیاز به شانس دارد. آهنگ مناسب کار شما باید تعادل متناسبی بین کلماتی که به تازگی یاد گرفته‌اید و کلمات مرتبط جدید برقرار کرده باشد. اما چنین ترانه‌هایی شما را تشویق به تلاش بیشتر کرده و سطح عملکرد شما را به بالاترین حد ممکن می‌رسانند.

حرف آخر

از اینجا به بعد کاری ندارید به جز لذت بردن! اگر گوش کردن هدفمند به موسیقی انگلیسی زبان کار هر روز شما باشد، بعد از مدتی کوتاه متوجه اثر معجزه آسای این کار خواهید شد!

 

5 روش موثر در یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی

قبل از شروع به صحبت، باید بدانیم اهمیت یادگیری اصطلاحات (Idioms) در زبان انگلیسی چیست؟

خب، تصور کنید همین الان وسط یک کافه در آمریکا نشسته‌اید. کافه حسابی شلوغ است و همه مشتریان هم در حال صحبت.

یک نفر دارد می‌گوید که می‌خواهد شهر را رنگ قرمز بزند (Paint the town red).

یکی دیگر می‌خواهد دست یک نفر دیگر را بپیچاند (Twist someone’s arm).

یک نفر هم انگار همین امروز صبح از پشت چاقو خورده (Stabbed in the back) اما حالش به نظر خیلی خوب است!

اینجا چه خبر است؟

احتمالا برایتان عجیب است که با وجود آنکه معنی تک تک کلمات داخل این جملات را می‌دانید، اصلا متوجه منظور این افراد نمی‌شوید.

به این نوع اصطلاحات در زبان انگلیسی، Idiom گفته می‌شود. اگر نتوانید این اصطلاحات زبان انگلیسی را متوجه شوید و گاهی هم به کار ببرید، احتمالا در ارتباط با انگلیسی زبانان بومی به مشکل برخواهید خورد.

ادامه مطلب …

ترجمه متون انگلیسی و ۷ نکتهٔ طلایی برای کسانی که می‌خواهند حرفه ای ترجمه کنند

این روزها چه در اینترنت و چه در کتاب‌ها و مقالات درباره هر موضوعی بخواهید اطلاعاتی کسب کنید، به احتمال خیلی خیلی زیاد منبع به زبان انگلیسی است. پس دو راه پیش پای ما هستند:

یکی اینکه زبان انگلیسی ما آنقدر قوی باشد که بتوانیم بدون هیچ مشکلی به مطالعه پرداخته و اطلاعاتی که به آنها نیاز داریم را خودمان به دست آوریم.

دوم هم این است که توانایی این کار را نداریم و ناچاریم از منابع ترجمه شده استفاده کنیم.

در اینجاست که اهمیت ترجمه متون انگلیسی بسیار بالا می‌رود. افراد بسیاری هستند که دانش بالایی در زبان انگلیسی داشته و در درک کامل متون انگلیسی هیچ مشکلی ندارند اما به خوبی قادر به ترجمه متون انگلیسی نیستند. ترجمه یک مهارت یا بهتر بگوییم یک هنر است و تسلط بر زبان انگلیسی تنها یکی از ابزارهایی است که برای ترجمه به آن نیاز دارید.

ادامه مطلب …

25 عبارت انگلیسی مفید برای زبان آموزان سطوح مقدماتی تا متوسط – بخش دوم

در بخش اول 25 عبارت انگلیسی مفید در مکالمات روزمره، به یکی از مهم‌ترین مشکلات زبان آموزان در یادگیری زبان انگلیسی پرداختیم و 13 عبارت نخست را معرفی کردیم.

قبل از اینکه به سواغ 12 عبارت بعدی برویم، بایستی به یک نکته مهم اشاره کنیم:

زبان مادری ما فارسی است نه انگلیسی. این جمله یعنی اینکه قرار نیست با استفاده از افکار خود و آن چیزی که به نظرمان درست می‌آید شروع به انگلیسی حرف زدن کنیم، بلکه کار ما این است که انگلیسی صحبت کردن افراد Native را “تقلید” کنیم.

اهمیت یادگیری عبارات متداول در مکالمات روزمره زبان انگلیسی اینجا معلوم می‌شود: جملات را بدون توجه به ترجمه فارسی آنها و صرفا با تمرکز روی کاربردشان حفظ کنید و تنها در مواردی که مشخص کرده‌ایم می‌توانید روی آنها دستکاری های کوچک ساختاری انجام دهید.

به ادامه مطلب می‌پردازیم:

عبارت 14: .Two kilograms of ………, please

این از جملاتی است که درهنگام خرید به زبان انگلیسی بسیار به درد شما خواهد خورد. معمولا هر چیزی بخواهید بخرید، باید تعداد یا مقدار مشخصی داشته باشد.

در اینجا دو موضوع پیش می‌آید:

اول اینکه آن چیزی که دارید می‌خرید قابل شمارش است مثل میوه‌ها (البته اگر بخواهید به صورت دانه‌ای میوه بخرید) که در این زمان باید چیزی بگویید مثل:

.I need 3 avocados, please

حالت دوم هم این است که کالای مورد نظر شما غیر قابل شمارش است (مثل شیر، گوشت یا قهوه) که باید حتما به همراه واحد وزنی یا حجمی خود ذکر شوند.

?Can I have 2 bottles of Coca-Cola, please

عبارت 15: ?……… How do I

در نوشته قبلی نمونه‌ای از این جمله را بررسی کردیم (……… How do I get to) که به آدرس پرسیدن مربوط بود. اما به شکل کلی، How do I وقتی به درد شما می‌خورد که بخواهید از کسی چیزی را یاد بگیرید یا از آنها راهنمایی بخواهید.

این نوع جمله بندی بسیار آسان است: How do I به اضافه هر کاری که می‌خواهید انجام دهید!

?How do I use past perfect correctly

?How do I make espresso

?How do I download a song from the Internet

پرسیدن این سوال مخصوصا از معلمتان سر کلاس، خیلی بهتر از ساختن جملاتی مثل Please teach me یا امثال آن است.

عبارت 16: ?How late are you open

این یکی سوال هم به خرید مربوط می‌شود. هر وقت بخواهید بدانید یک مغازه یا شرکت حداکثر تا چه ساعتی باز است، می‌توانید مستقیم بروید سراغ همین جمله.

انتخاب دیگر شما هم ?What time do you close است. اگر هم خواستید بدانید مغازه مورد نظر چه زمانی باز می‌شود، بگویید ?What time do you open

عبارت 17: ?…….. Do you have any plans for

قصد دارید آخر هفته را با دوستانتان وقت بگذرانید؟ می‌خواهید زمانی را مشخص کنید که با یکی از همکلاسی‌ها درس بخوانید؟ اول باید ببینید طرف مقابل برنامه‌اش چیست.

پس بگویید:

?Do you have any plans for the weekend / next week / Monday / tonight

عبارت های مفید در زبان انگلیسی

عبارت 18: .My ……… hurts

اگر خدای نکرده جایی از بدن شما درد گرفت، احتمالا یاد گرفته‌اید که اضافه کردن ache به بعضی از اعضای بدن یعنی داشتن درد در همان ناحیه، مثل:

.I have a toothache

اما مشکل اینجاست که برای صحبت کردن با پزشک، پسوند ache همیشه جواب نمی‌دهد و مثلا نمی‌شود گفت armache! پس بیایید از یک عبارت کلی استفاده کنیم که بشود از آن برای تمام اعضای بدن استفاده کرد. بگویید .My ……… hurts و در جای خالی اسم عضو مورد نظر را قرار دهید.

 

.My left arm hurts

اگر درد در یکی از اعضای بدن شماست، از hurts و اگر می‌خواهید از چند عضو مختلف نام ببرید، از hurt استفاده کنید.

.My fingers hurt

انتخاب دیگر شما در این مواقع، ……… I have a pain in my است.

عبارت 19: ?……… How much is

این سوال از جمله‌هایی است که از همان اوایل یادگیری زبان انگلیسی یاد گرفته‌اید.

درباره کالاهای قابل شمارش و غیر قابل شمارش صحبت کردیم. نکته کلیدی این است که این موضوع را در هنگام پرسیدن قیمت رعایت کنید بین These ،That ،This و Those تفاوت قائل باشید.

?How much is this lamp

?How much are these earrings

این سوال را به همراه do و does به همراه فعل cost هم می‌توان پرسید. در اینجا هم اگر صحبت از یک کالا یا یک جنس غیر قابل شمارش است از does و اگر چندین کالا داریم از do استفاده کنید.

?How much does this lamp cost

?How much do these earrings cost

عبارت 20: ?What did you say

خیلی وقت‌ها طبیعی است که حرف کسی را متوجه نشوید! به جای گفتن یک کلمه کوتاه مثل “?Sorry” یا “?What” بهتر است از یک جمله کامل استفاده کنید.

جمله ?What did you say در چنین مواقعی بد نیست و منظور را کامل می‌رساند اما بهترین و مودبانه‌ترین انتخاب شما، ?Could you repeat that, please یا Could you say that again, please است.

عبارت 21: ?What does …….. mean

کلمه mean به معنی “معادل بودن” یا “معنی داشتن” است. پس جمله …….. Aggressive means معادل “Aggressive یعنی ……..” بوده و در جای خالی هم معادل یا معنی کلمه Aggressive قرار می‌گیرد. mean فعل جمله است و وقتی فاعل جمله (همان کلمه مورد نظر) یک چیز است، فعل s سوم شخص می‌گیرد.

بنابراین، فرم سوالی این جمله می‌شود:

?What does aggressive mean

این توضیحات را دادیم چون این جمله به جرات پرکاربردترین سوال مطرح شده از طرف زبان آموزان است و حتی در سطوح متوسط و بالاتر از متوسط هم بسیار به صورت اشتباه پرسیده می‌شود.

عبارت 22: I don’t feel so good

جمله بالا یعنی “حالم خوب نیست” یا “مریض شده ام”.

خیلی ها به جای این جمله، از I am sick استفاده می‌کنند.

جمله I am sick اشتباه نیست اما می‌تواند معنی‌های دیگری را هم در ذهن شنونده Native تداعی کند. Sick در زبان انگلیسی هم معنی “خسته و بی حوصله” داده و هم به کسی گفته می‌شود که حالت تهوع دارد (گلاب به رویتان) اما شما شاید یک سردرد ساده داشته باشید!

عبارت های مفید در زبان انگلیسی

عبارت I don’t feel so good یا I’m not feeling well بهترین انتخاب های شما برای مواقعی هستند که حالتان چندان مساعد نیست و باید احتمالا سری به دکتر بزنید. برایتان آرزوی سلامتی می‌کنیم!

عبارت 23: ……… I need to go to

موضوع ساده است: باید خودتان را به جایی برسانید!

Need to و Have to یعنی “مجبور بودن به انجام کاری”. بعد از need to و have to همیشه یک فعل به شکل ساده آمده و اگر جمله خود را با I need to شروع کنید، یعنی “باید فلان کار را انجام دهم”.

اشتباه معمول در میان زبان آموزان، استفاده از should به جای have to است. خیلی از ما به اشتباه should را به معنی “باید” یاد گرفته‌ایم و هر وقت می‌خواهیم از یک قانون یا اجبار صحبت کنیم از should استفاده می‌کنیم.

Should را هر چه بخواهیم ترجمه کنیم، باید بدانیم که از آن باید برای “پیشنهاد” و “توصیه” استفاده کنیم. برای مثال اگر سرما بخورید به شما خواهند گفت:

.You should eat hot soup

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، ترجیح می‌دهم این جمله را “بهتر است سوپ داغ بخوری” ترجمه کنم و از “باید” استفاده نکنم.

پس هر وقت عجله داشتید و خواستید برای مثال به دفتر کارتان برگردید، بگویید:

!I need to go to work, I’m late

عبارت 24: ……… I had to

در ادامه پاراگراف قبلی، باید این را هم اضافه کنیم که وقتی دارید درباره اجبار یا قانونی در گذشته صحبت می‌کنید که مثلا هفته پیش مجبور بودید کاری را انجام دهید، باید از needed to یا had to استفاده کنید.

.I had to go to the bank yesterday because the bank’s mobile application wasn’t working

عبارت 25: ?When are we leaving

این سوال وقتی پرسیده می‌شود که همراه یک یا چند نفر باشید (مثلا در دفتر کار یا مهمانی) و بخواهید با هم به جای دیگری بروید. پرسیدن سوالاتی مثل ?When do we go یا When are we going چندان مناسب نبوده و بهترین انتخاب شما، ?When are we leaving است.

عبارت های روزمره بسیاری در زبان انگلیسی وجود دارند و این 25 مورد شاید بعضی از ساده‌ترین آنها باشند که ما صرفا به عنوان نمونه به آنها اشاره کردیم. نکته اصلی اینجاست که انگلیسی صحبت کردن دشوار نیست، تنها به کمی دقت و توجه نیاز داشته و باید سعی کنیم عبارات بالا را نه با ترجمه بلکه با توجه به کاربرد آنها یاد بگیریم.

شما چند جمله می‌توانید به این فهرست اضافه کنید؟ منتظر نظرات شما هستیم!

25 عبارت انگلیسی مفید برای زبان آموزان سطوح مقدماتی تا متوسط – بخش اول

سال‌ها تجربه در آموزش زبان انگلیسی به ما نشان داده که بسیاری از زبان آموزان بعد از ماه‌ها یا حتی سال‌ها یادگیری، هنوز بسیاری از عبارات روزمره بسیار ساده را به درستی به کار نمی‌برند.

این مشکل می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد. عدم ارتباط با انگلیسی زبانان بومی (Native)، فارسی فکر کردن یا صرفا عدم وجود آموزش صحیح بعضی از این دلایل هستند.

علت این مشکل هر چه باشد، باز هم می‌توان با کمی توجه و ایجاد تغییر در مکالمات روزمره، این مسئله را تا حد زیادی حل کرد. کافی است جملات پرکاربرد در مکالمات روزمره زبان انگلیسی را بیاموزید تا تاثیر فوق‌العاده آنها را در صحبت‌کرذنتان احساس کنید.

پس بیش از این مقدمه چینی نکرده و مستقیم می‌رویم سر اصل مطلب: 25 عبارت انگلیسی بسیار ساده و در عین حال مهم برای مکالمات روزمره!

عبارت 1: ?’How’s it goin

جمله How is it going دقیقا شکلی متفاوت از How are you است. How is it going یعنی “اوضاع چطور است؟” یا “زندگی چطور می‌گذرد؟” How is it going نسبت به How are you در میان انگلیسی زبانان پرکاربردتر بوده و استفاده از آن باعث می‌شود انگلیسی حرف زدن شما به افراد Native نزدیک تر شود.

در ضمن بهتر است به جای جدا جدا تلفظ کردن تک تک کلمات به شکل How – is – it – going، سعی کنید آنها را به هم چسبانده و “گ”آخر را هم تلفظ نکنید. چیزی شبیه به: “Howsit goin”.

عبارت 2: ?What’ve ya been up to

فرم Present Perfect از آن فرم هایی است که معمولا مدت زیادی طول می‌کشد که زبان آموزان به آن مسلط شوند.

یکی از جملات پرکاربرد Present Perfect در زبان انگلیسی، What have you been up to است. What have you been up to یعنی “این مدت مشغول چه کارهایی بودی” یا به عبارت دیگر، “چه خبرها؟”. درست مثل مورد قبلی، اینجا هم باید کلمات را به هم بچسبانید، یعنی به جای What have بگویید What’ve.

به جای What have you been up to می‌توانید از What have you been doing هم استفاده کنید.

عبارت 3: ?How’ve ya been

یکی از اصلی‌ترین کاربردهای Present Perfect، صحبت کردن درباره اتفاقاتی است که از یک زمان مشخص در گذشته شروع شده‌ و تا همین حالا ادامه داشته‌اند. پس How have you been یعنی چیزی شبیه به “از دفعه قبل که دیدمت تا حالا چطور بوده‌ای؟”. How have you been و What have you been up to دو جمله ای هستند که برای شروع یک گفتگوی دو نفره عالی جواب می‌دهند.

پیشنهاد می‌کنیم نوشته قبلی ما درباره چگونگی به کار بردن صحیح زمان های گذشته را هم مطالعه کنید!

عبارت 4: ……… I’ve been

در جواب دو سوال قبلی، نگویید Nothing! معمولا باید بگویید مشغول چه چیز یا چه کاری بوده‌اید! پس در جای خالی جمله بالا، باید یک فعل به همراه ing قرار دهید:

.I’ve been working on a project

.I’ve been studying a lot for my exams

انتخاب دیگر هم استفاده از یک صفت برای توصیف حال خودتان است:

.I’ve been busy

عبارت 5: ?……… How about

در کلاس های زبان انگلیسی هر وقت از زبان آموزان خواسته می‌شود درباره هر موضوعی پیشنهادی بدهند، بسیار می‌شنویم که جمله ها با “You can” یا “We can” شروع شوند. البته این صحبت اشتباه نیست اما ساده ترین و پیش پا افتاده ترین انتخاب شماست که ممکن است باعث کج فهمی شنونده هم بشود، مخصوصا شنونده Native.

پس از این به بعد، از How about استفاده کرده و بعد از آن فعل را به همراه ing بیاورید یا یک جمله کامل بنویسید:

.Let’s do something fun tonight –

 ?How about seeing that new movie at the theater

?How about we go and see that new movie at the theater

عبارت های مفید در زبان انگلیسی

البته برای این نوع پیشنهاد دادن راه‌های دیگری از جمله Let’s یا Why don’t we هم وجود دارند.

عبارت 6: ……… Sorry, I can’t

خیلی وقت ها ممکن است به هر دلیلی نتوانید کاری را انجام دهید. پس در این مواقع از Sorry, I can’t یا I’m afraid I cant استفاده کنید. این جملات به این معنی هستند که “فلان کار را نمی‌توانم انجام دهم و از این بابت هم ناراحتم.

این جمله آنقدر ساده و بدیهی به نظر می‌آید که شاید تعجب کرده باشید چرا اینجا مطرحش کردیم! اما واقعیت این است که خیلی وقت ها افراد با یک No ساده موضوع را خاتمه داده و علاقه ای به ساختن جمله کامل نشان نمی‌دهند.

عبارت 7: !Sure, sounds good

این جمله همان جوابی است که در مقابل یک پیشنهاد خوب باید داشته باشید. Sound در اینجا معنی “به نظر رسیدن” می‌دهد. به صورت کلی، فعل Seem بسته به حواس پنجگانه شما حالت‌های مختلفی به خود می‌گیرد:

!Your suggestion sounds interesting

!The cake tastes great

!Your perfume smells awesome

!You look pretty

!My skin feels so soft today

از آنجا که پیشنهاد معمولا “شنیدنی” است، باید فعل Sound با آن به کار رود. بهتر است پا را کمی هم فراتر گذاشته و به جای good از صفت‌هایی مثل excellent یا great استفاده کنید.

عبارت 8: ?……… Do you wanna

این هم از عبارت‌های پرکاربردی است که برای پیشنهاد دادن خیلی به درد می‌خورد. این جمله نیاز به توضیح خاصی ندارد به جز اینکه Wanna کوتاه شده Want to است و یک انگلیسی زبان بومی معمولا Do you want to را به صورت کامل تلفظ نمی‌کند بلکه چیزی شبیه به D’ya wanna از زبان او شنیده می‌شود.

?Do you wanna see a movie

عبارت 9: ?What do you call this

خیلی وقت ها هم در کلاس و هم در یک کشور خارجی، پیش می‌آید که کلمه ای را ندانید. خب مشکلی نیست، می‌توانید بپرسید! با تعجب فراوان هنوز هم شاهدیم که در بسیاری کلاس های زبان در سطوح متوسط و حتی نسبتا بالا عبارت “….. چی می‌شه؟!”  به کار می‌رود.

طبیعی است که معادل بسیاری از کلمات را در زبان انگلیسی ندانیم. اما از فارسی به انگلیسی رسیدن معمولا روش صحیحی برای مکالمه نیست و به جای آن باید از توضیحات اضافی استفاده کنید یا تمرکزتان روی آن چیزی باشد که بلد هستید. هر جا هم که لازم شد، عبارت‌هایی مثل What do you call this in English یا What is ……. called in English به شما کمک فراوانی می‌کنند.

عبارت 10: ?……… How do I get to

جمله How do I get to دقیقا از طرف مقابل می‌پرسد که “برای رسیدن به یک مقصد مشخص باید چه راهی را چگونه طی کنم”. بعد از How do I get to باید اسم یک محل خاص بیاید، برای مثال ?How do I get to the subway station. توجه داشته باشید اگر به جای اسم محل بخواهید از there به معنی “آنجا” استفاده کنید، دیگر نباید از to استفاده کنید و صرفا باید بگویید ?How do I get there.

عبارت های مفید در زبان انگلیسی

عبارت 11: .Have a nice evening

بسیاری از زبان آموزان به اشتباه فکر می‌کنند Evening فقط یعنی عصر و وقتی که واژه Evening در زمانی مثل 10 یا 11 شب به کار می‌رود شگفت زده می‌شوند. در حالی که Evening در زبان انگلیسی یک بازه زمانی است که از غروب آفتاب تا نیمه شب را در بر می‌گیرد.

موقع خداحافظی مخصوصا در ساعات پایانی روز، جمله Have a nice Evening کاربرد فراوانی پیدا می‌کند. بعضی به اشتباه از Good night استفاده می‌کنند که صرفا برای شب بخیر گفتن موقع خواب استفاده شده و کاربرد دیگری ندارد. پس این دو را به اشتباه به جای هم استفاده نکنید!

عبارت 12: !Have a good one

جمله Have a good one نسخه‌ای کمتر شنیده شده و البته محبوب از عبارت Have a nice day است. می‌توانید از Have a nice one هم استفاده کنید و از آن به معنی Good luck هم بهره ببرید.

عبارت 13: ?Can I have ………, please

هر وقت بخواهید کسی چیزی را به شما بدهد، ساختن جمله‌ای مثل …….. Give me حتی اگر به همراه Please هم استفاده شود از نظر انگلیسی ها نسبتا بی ادبانه است. به طور کلی هر نوع درخواستی از هر کسی داشته باشید، جمله حتما باید با Can I یا Could I یا Could you به همراه Please ساخته شود.

?Could I have more salad, please

سعی کنید در هنگام صحبت کلمات Can و I یا Could و I را به هم چسبانده و بدون مکث به شکل یک کلمه تلفظشان کنید.

عبارت های مفید به زبان انگلیسی

این فهرست هنوز تمام نشده! به زودی با بخش دوم مقاله همراه شما خواهیم بود!

استادان بخوانند: 10 نکتهٔ مهم و مورد نیاز برای تدریس زبان انگلیسی

تدریس زبان انگلیسی از آن موضوعاتی است که همه آدم‌ها درباره‌اش نظر خود را دارند. می‌توانید در خیابان شروع به قدم زدن کنید و از هر کسی که دیدید بپرسید “چطور می‌توانم معلم زبان خوبی باشم؟”. مطمئن باشید که کلی جواب متفاوت دریافت خواهید کرد.

همه این جواب ها هم لزوما دقیق و کارشناسانه نیستند. پس لازم نیست با شنیدن هر نظر مخالفی روحیه خود را از دست داده و به سرعت روش کار خود را تغییر دهید.

اگر در حال مطالعه این مقاله هستید، احتمالا تازه دوره TTC خود را تمام کرده‌اید و می‌خواهید به عنوانیک استاد زبان شروع به کار کنید. شاید هم یک استاد با تجربه هستید و می‌خواهید در استراتژی های تدریس زبان انگلیسی خود تحولی ایجاد کنید.

برای تدریس بهتر زبان انگلیسی، باید چند نکته را رعایت کنید. این نکات حاصل سال‌ها تجربه بهترین استادان زبان و کارشناسان TEFL در سراسر دنیا هستند که با توجه به چالش‌ها و موفقیت‌های افراد در این حرفه به دست آمده‌اند. پس با ما همراه باشید!

نکته یکم: نقش ها و وظایف خود را بشناسید.

تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم کار آسانی نیست. این کار به وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری فراوانی نیاز دارد. اگر نمی‌دانید چکار باید بکنید، با مدیران و سوپروایزرهای خود صحبت کنید. با استادان باتجربه‌تر مشورت کنید. ببینید که شاگردان و موسسه چه انتظاراتی از شما دارند.

موسسات زبان معتبر علاوه بر برگزاری دوره‌های تربیت مدرس، به صورت منظم برای استادان خود کارگاه‌های آموزشی متفاوت برگزار می‌کنند. شرکت در این کارگاه‌ها همیشه باعث می‌شود بهتر و بیشتر با کاری که قرار است سر کلاس انجام دهید آشنا شوید.

به مدرک TTC خود هم راضی نباشید! مدارک و دوره‌های مختلف تدریس زبان انگلیسی در دنیا فراوان هستند که با استفاده از آنها می‌توانید در سطوح بسیار بالاتری به تدریس ادامه دهید.

راه دیگر برای رسیدن به این هدف، سر زدن به وبسایت های مربوط به تدریس زبان انگلیسی و تالارهای گفتگوی داخل آنها است. مطمئن باشید کلی ایده ناب برای تدریس پیدا خواهید کرد. برای نمونه، Oxford Teachers’ Club از آن تالارهایی است که خلاقانه‌ترین روش‌های تدریس همه روزه در آن قرار می‌گیرند.

نکته دوم: به “سه P” توجه داشته باشید.

سه P مهم در تدریس زبان انگلیسی عبارت هستند از Prepare ،Plan و Practice.

اولین قدم در برگزاری یک کلاس زبان انگلیسی، برنامه ریزی برای آن یا آماده کردن یک Lesson plan از قبل است. تعداد زبان آموزان، زمان در دسترس و منابع آموزشی که بایستی تدریس شوند را در نظر بگیرید و با توجه به آن برای کلاس خود آماده شوید.

هر چه Lesson Plan شما جزئیات بیشتری داشته باشد، شما هم در کلاس استرس کمتری خواهید داشت. به عبارت دیگر، کلید تدریس موثر و بدون نگرانی این است که Presentation ،Warm-up و Production Activities خود را از قبل بشناسید و بدانید که در نهایت چه تکلیفی به زبان آموزان خواهید داد.

قسمت Practice در کلاس شما خیلی قوی‌تر اجرا خواهد شد اگر برنامه ریزی و آماده شدن (Plan و Prepare) را به خوبی انجام داده باشید. نکته بعدی هم این است که باید برای هر یک از مراحل تدریس زمان تعیین کنید و مراقب باشید که دقیقا طبق همان زمان‌ها پیش بروید. در این صورت از بابت کم یا زیاد آوردن وقت مشکلی نخواهید داشت.

نکته سوم: واقع بین باشید و در عین حال بلندپرواز!

بلندپرواز بودن یعنی اینکه در صورت امکان اطلاعاتی فراتر از آنچه قرار است تدریس شود به زبان آموزان ارائه کرده و تا آنجا که می‌شود آنها را تشویق کنید که بهترین عملکرد خود را داشته باشند.

از طرف دیگر هم باید در اینجا نوعی تعادل برقرار شود. سن، تحصیلات، فرهنگ، نوع یادگیری و مهارت‌های زبان آموزان همه در برنامه ریزی آموزشی شما مهم هستند. در اینجا باید ببینید با این زبان آموزان تا کجا می‌توانید جلو بروید و چه تمرین‌ها، فعالیت‌ها و اهداف آموزشی را برایشان تعیین کنید.

اهداف آموزشی باید هم واقع بینانه باشند و هم بلندپروازانه. همیشه هدف را روی بالاترین سطحی که می‌توانید بگذارید تا جایی که انگیزه و امید زبان آموزان حفظ شده و این کار به سرخوردگی آنها منجر نشود.

نکته چهارم: به آنها انگیزش بدهید.

زبان آموزان شما در هر رده سنی که باشند (بزرگسال، نوجوان یا کودک)، برای یادگیری بهتر زبان انگلیسی به انگیزش نیاز دارند.

نوع و روش انگیزه بخشیدن به زبان آموزان هم به سن، فرهنگ، علاقه ها و اهداف آنها از یادگیری زبان انگلیسی بستگی دارد. برای مثال زبان آموزان کودک به بازی کردن نیاز دارند و برنده شدن و جایزه گرفتن در یک بازی چیزی است که آنها را به سمت یادگیری بهتر هدایت می‌کند؛ کاری که لزوما در یک کلاس بزرگسال جواب نمی‌دهد.

در هنگام نوشتن Lesson Plan، به این جزئیات هم توجه داشته باشید!

تدریس زبان انگلیسی

 نکته پنجم: به شاگردان خود این اطمینان را بدهید که همیشه پشتیبان آنها هستید.

جدا از تدریس زبان انگلیسی، یک شاگرد در هر کلاسی نیاز دارد که بداند معلم همیشه هوای او را دارد.

برای نمونه، تمرین کردن زبان انگلیسی به صدای بلند خیلی خوب است اما تا جایی که باعث نشود نقاط ضعف و اشتباهات شاگرد در جمع زبان آموزان دیگر بیش از حد آشکار شود.

بهترین راه برای رفع اشکالات ساختاری زبان آموزان در یک کلاس گروهی این است که آنها تا حد امکان خودشان اشکالات خود و یکدیگر را بگیرند و رفع اشکال‌هایی که خودتان انجام می‌دهید خطاب به کل کلاس باشد نه یک نفر خاص. این کار خود از ناامید و بی انگیزه شدن زبان آموزان تا حد زیادی جلوگیری می‌کند.

این تنها یک مثال کوچک بود از اینکه شاگردان در محیطی پیشرفت می‌کنند که در آن احساس امنیت و اعتماد به نفس داشته باشند و مسئولیت ایجاد چنین محیطی تا حد فراوانی به عهده شماست!

نکته ششم: روی مهارت های مدیریت کلاس (Classroom Management) خود کار کنید.

حتما در دوره های آموزش تدریس زبان انگلیسی مثل TTC درباره Time management و Classroom Management زیاد شنیده‌اید.

اما چطور می‌توان اینها را در عمل پیاده سازی کرد؟

مدیریت صحیح کلاس و برخورد صحیح با مسائلی مثل شیطنت‌های زبان آموزان یا بی‌نظمی‌ها اهمیت فراوانی در تدریس زبان انگلیسی دارد. البته همه می‌دانیم که اگر زبان آموزان واقعا به دنبال یادگیری باشند، چنین مشکلاتی معمولا پیش نخواهد آمد.

واقعیت این است که در کلاس های زبان نمی‌توان به زور شاگردها را سر جای خود نشاند و وادارشان کرد که به حرف‌های شما گوش کنند! اگر هم در عمل امکان چنین کاری وجود داشته باشد، یادگیری خاصی اتفاق نخواهد افتاد چون زبان آموز انگیزه‌ای برای آموختن ندارد.

پس چه باید کرد؟

کلاس های شما هرچه سرگرم‌ کننده‌تر و چالش برانگیز‌تر باشند زبان آموزان را بیشتر با درس و فعالیت‌های کلاسی درگیر کرده و در نتیجه شما هم در زمینه مدیریت کلاس مشکلات کمتری خواهید داشت. کافی است علاقه‌ها، انگیزه‌ها و نوع یادگیری آنان را به دقت شناسایی کنید و برای مثال بدانید شاگردان شما از نوع Kinesthetic هستند یا Analytic تا فعالیت‌های کلاسی را با توجه به نوع یادگیری آنها تهیه کنید.

نکته هفتم: در تدریس زبان انگلیسی خلاق و ایده پرداز باشید.

بعد از آنکه Lesson Plan خود را به بهترین شکل تهیه کردید و شروع به پیاده سازی برنامه آموزشی به شکل دقیق و مو به مو کردید، باز هم گاهی کلاس حالتی خشک و یکنواخت پیدا می‌کند. همه چیز ساده و کلیشه‌ای شده و شاگردان هم از قبل می‌دانند چه اتفاقاتی قرار است سر کلاس بیفتد.

در اینجا باید یک کار مهم انجام دهید: طراحی Lesson Plan از نو!

همیشه سعی کنید تا حد امکان به صورتی غیر قابل پیش بینی به تدریس زبان انگلیسی بپردازید. از ویدیوها و عکس هایی استفاده کنید که داخل کتاب اصلی نیستند. فعالیت‌ها را با هم جابجا کنید. برای تدریس یک گرامر خاص، موضوع اصلی کتاب را کنار بگذارید و از راه دیگری وارد شوید. این کار هم کلاس را برای شاگردان جذاب‌تر کرده و هم به آنان این پیام را می‌رساند که با غیبت کردن چیزی بیش از محتوای داخل کتاب درسی را از دست خواهند داد.

تدریس زبان انگلیسی

نکته هشتم: هویت منحصر به فرد خود را داشته باشید!

حدود 30 سال پیش، استادان زبان انگلیسی منابع چندان متنوعی برای تدریس در اختیار نداشتند و به همین خاطر همه چیز محدود بود به یکی دو کتاب آموزشی و یک دیکشنری. اما امروزه با ظهور اینترنت و پیشرفت تکنولوژی همه جا آنقدر کتاب، جزوه، برنامه درسی، بازی، فعالیت کلاسی و پرزنتیشن‌های PowerPoint پیدا می‌شود که دیگر انتخاب یکی از آنها کار آسانی نیست.

از کجا باید بدانیم کدام یک از این متریال‌های آموزشی برای اهداف و کلاس های ما مناسب‌تر هستند؟

پیشنهاد ما این است که سایت‌های معتبر را ببینید، تحقیق خود را انجام دهید، با همکاران خود گفتگو کنید و سپس در منابع آموزشی مورد نظر با توجه به شاگردان خود تغییر ایجاد کنید. متریال‌های آموزشی داخل اینترنت معمولا با توجه به فرهنگ ایرانی طراحی نشده‌اند و این شمایید که می‌توانید با توجه به موضوعات روز، علاقه‌های خاص زبان آموزان و ویژگی‌های شخصیتی آنها منابع آموزشی را دستکاری کنید.

پیشنهاد دیگری هم داریم: سری به Idea Box موسسه زبان ایران اروپا بزنید. احتمالا ایده‌های فراوانی برای تدریس زبان انگلیسی مناسب زبان آموزان ایرانی پیدا خواهید کرد.

 نکته نهم: قوانین کلاس و انتظارات خود از زبان آموزان را برای آنها توضیح دهید.

این موضوع هم برای کلاس های کودک و نوجوان و هم برای کلاس های بزرگسالان اهمیت دارد. زبان آموزان باید به خوبی بدانند قرار است در کلاس چه کاری بکنند و در انتهای ترم به کجا باید برسند.

شما ممکن است بهترین Lesson Plan ممکن و قوی‌ترین متریال‌های آموزشی را در اختیار داشته باشید. اما تا وقتی که شاگردان شما ندانند که کجا هستند، به کجا می‌خواهند برسند و مهارت‌های زبانی آنها در انتهای ترم باید در چه سطحی باشند یادگیری خوب و موثری اتفاق نخواهد افتاد.

همیشه در ابتدای ترم برای زبان آموزان کاملا روشن کنید که هدف از برگزاری این ترم چیست، انتظار دارید چه تغییراتی در شاگردان اتفاق بیفتد و چه بایدها و نبایدهایی در کلاس شما وجود دارد. بسته به سطح کلاس، سن و روحیه دانشجویان این قوانین و اهداف می‌توانند متفاوت باشند.

نکته دهم: همیشه جلسات کلاس‌های خود را دوباره ارزیابی کنید.

بعد از اجرا کردن PPP، نوبت مرحله آخر یعنی Assessment می‌رسد.

این بحث دو جنبه دارد. جنبه یکم آن Self-Assessment است: بعد از هر جلسه یا هر چند جلسه، آنچه در کلاس اتفاق افتاد را مرور کنید. آیا به اهداف خود رسیدید؟ چقدر در پیاده سازی Lesson Plan خود موفق بودید؟ آیا موردی بود که بهتر بود جور دیگری انجام می‌دادید؟ شاید با توجه به تجربه‌ای که به دست آورده‌اید بتوانید در جلسه بعدی همان کارها را موثرتر و قوی‌تر انجام دهید!

ارزیابی نه تنها توسط خود شما، بلکه باید توسط سوپروایزرها هم انجام شود که به آن Clinical Supervision می‌گوییم. همانطور که وقتی احساس می‌کنید بیمار شده‌اید به سراغ دکتر می‌روید و می‌خواهید برای شما آزمایش نوشته و دارو تجویز کند، از سوپروایزرها هم بخواهید که کلاس‌های شما را Observe کرده و برای رفع مشکلات احتمالی راهکار ارائه دهند.

در انتها…

پیشنهاد آخر ما به شما، ساختن نوعی Portfolio یا تعدادی نمونه کار است. برای مثال اگر گرامر Present Perfect را به پنج روش مختلف درس داده‌اید و سه تای آنها موفق‌تر بوده‌اند، Lesson Plan های موفق را به شکل مکتوب در جایی بایگانی کرده و آن را با همکاران خود هم به اشتراک بگذارید!

برای کسب اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می‌کنیم Must-Read های تدریس زبان انگلیسی را هم مطالعه کنید:

The Practice of English Language Teaching by Jeremy Harmer

Learning Teaching by Jim Scrivener

Teaching by Principles by H. Douglas Brown

Teaching and Learning in the Language Classroom by Tricia Hedge

Second Language Learning and Language Teaching by Vivian Cook

Task Based Language Teaching by Rod Ellis

مثل همیشه منتظر دیدن نظرات و تجربیات شما هستیم!