آیا “نبرد وینترفل” به نظر شما هم ناامیدکننده بود؟
هشدار: این مطلب اتفاقات آخرین قسمت پخش شده Game of Thrones را لو خواهد داد. اگر هنوز قسمت 3 فصل 8 Game of Thrones را ندیدهاید، این نوشته را نخوانید!
“نبرد وینترفل” قرار بود اوج داستان گیم آو ترونز باشد. اما آیا واقعا همینطور بود؟
البته که تماشای این قسمت بسیار لذت بخش بود. فیلمبرداری، جلوههای ویژه، صحنههای نبرد، سرعت جلو رفتن داستان و همه و همه به شکل دیوانهواری زیبا، خوش ساخت و هیجان انگیز بودند. قسمت سوم فصل 8 گیم آو ترونز، قطعا در میان کل قسمتهای این مجموعه یک شاهکار محسوب میشود.
فقط مشکل اینجاست که داریم درباره گیم آو ترونز صحبت میکنیم و این قسمت در انتها چیزی نبود که باید باشد.
برای این صحبت دلیل داریم. در اینجا به چند نقطه نظر مختلف خواهیم پرداخت و خیلی دوست داریم نظر شما را هم در این باره بدانیم. پس با ما همراه باشید!
در این قسمت مرگ خاصی ندیدیم.
در سریالهای حماسی به این سبک، قهرمانان اصلی معمولا به اندازه هزاران نفر قدرت جنگیدن دارند، به این راحتیها چیزی شان نمیشود و البته این موضوع چندان هم جذاب نیست (نمیدانم چرا یاد جومونگ افتادم)، اما در گیم آو ترونز، همیشه روال بر این بوده که هر کدام از شخصیتهای اصلی ممکن است به آسانی و در یک لحظه کشته شود و مهم هم نیست او چقدر آدم مهمی باشد.
به یاد داریم که در قسمتهای عروسی خونین (Red Wedding) و قسمتی که ند استارک را گردن زدند (Baelor) چه اتفاقاتی افتاد. یکی از دلایل بزرگ شدن گیم آو ترونز این است که قهرمانان و شخصیتهای اصلی خود را به راحتی کشته و از این نظر بین آنها و افراد عادی تفاوتی قائل نیست.

لنیسترها سلام میرسونن!
البته که همه ما به خاطر مرگ تیون گریجوی، لیانا مورمونت و سر جورا ناراحتیم. اما موضوع اینجاست که آنها یک سری شخصیت رده دوم بودند که همه ما کم و بیش انتظار مرگ آنها را داشتیم و این اتفاق آن شوکی که انتظارش را داشتیم به ما وارد نکرد.
وایت واکرها خیلی راحت شکست خوردند.
از قسمت اول سریال به یاد داریم که وایت واکرها ترسناکترین موجودات این سریال بودهاند و شکست دادنشان تقریبا غیر ممکن به نظر آمده است.
در ابتدای این قسمت، شاهد یک سکانس خارقالعاده از “درو شدن” آنی دوتراکی هایی بودیم که از همان قسمت اول به عنوان قدرتمندترین، شرورترین و نترس جنگجویان این سرزمین شناخته شدهاند. وقتی که آنها به همین راحتی قلع و قمع شدند، فاتحه بقیه آدمها خوانده شده است!
همه میدانستیم که ویسریون (آن اژدهایی که به دست وایت واکرها افتاده بود) یک تنه دیوار شمال را خراب کرده بود. به نظر میآید که پادشاه شب (Night King) اگر میخواست میتوانست وقتی که دو اژدهای دیگر مشغول آتش زدن وایت واکرها بودند، به راحتی وینترفل را با خاک یکسان کند!
پادشاه شب این همه سردار همراه خودش داشت و قاعدتا دست هیچ فرد پیادهای نمیتوانست به او برسد. سوال اینجاست که آریا چطور توانست به این راحتی خودش به او رسانده و با خنجرش او را بکشد؟ سوال دیگر این است که اگر آتش اژدها نمیتواند به نایت کینگ هیچ صدمهای بزند، چطور شیشه اژدها به راحتی از عهده این کار برمیآید؟
یک پایان دراماتیک
تنها کسی که پادشاه شب به تنهایی به او نزدیک شد تا او را بکشد، تیون گریجوی بود. به نظر شما بهتر نبود تیون لحظهای قبل از مرگش کاری را میکرد که آریا کرد؟ کشته شدن نایت کینگ به دست تیون، میتوانست یکی از بهترین پایانهای ممکن برای این قسمت باشد.
قسمت بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد؟
با توجه به اینکه دشمن اصلی حالا شکست خورده، نابود کردن دشمن بعدی (سرسی لنیستر) با وجود این همه شخصیت اصلی و دو اژدها که از نبرد وینترفل جان سالم به در بردهاند، کار خیلی راحتی به نظر میآید که کلا میتواند در یک قسمت پخش شود. دیگر چه موضوعی باقی مانده که باید در سه قسمت نمایش داده شود؟
آیا شما برای دیدن قسمت بعدی هم همانقدر هیجان دارید؟ آیا به نظر شما این قسمت کمی مثل فیلمهای هندی تمام نشد؟! با حرفهایی که در این نوشته مطرح شد چقدر موافق هستید؟ نظرات خود را به انگلیسی پایین همین مطلب بنویسید تا بحث و گفتگو را آغاز کنیم!
راهنمایی: از عباراتی که برای نظر دادن استفاده میشوند استفاده کنید مثل (I think – In my opinion – If you ask me, – I guess). همچنین از عبارتهایی که برای موافقت یا مخالفت با نظرات دیگران به کار میروند مثل (I agree – I disagree – I see what you mean – I see it a little differently) و همچنین از جملات شرطی نوع سوم و Past modal ها استفاده کنید.
شبکههای اجتماعی ایران اروپا